از افراد در دنيا سپرى شد وگذشت .
( 12792 - 12791 )
قوله عليه السلام : تقضّت الدّهور ؛
مدّت عمر هر فردى تمام شد .
( 12795 - 12793 )
قوله عليه السلام : وأزف النّشور ؛
بيرون آمدن هر نفسي از گور بدن در قيامت نزديك شد . ( در اينجا مطابق معناى تاويلى بدن هر شخص را بمنزله گور وروح بمنزلهء شخصي كه از داخل آن بيرون آمده وبه سوى قيامت مىرود در نظر گرفته شده است )
( 12799 - 12796 )
قوله عليه السلام : أخرجهم من ضرائح القبور ؛
لفظ قبور را براي بدن استعاره آورده . و « ضرائح » ترشيح استعاره است . وجه شباهت ميان ، قبر وبدن انسان اين است كه نفس در ظلمت بدن وتاريكهاى حواسّ فرو رفته ووحشت زده است ، چنان كه شخص ميّت از زن وفرزند خود جدا شده واز تاريكى قبر هراسان وترسان است ضمير در فعل اخرج به كلمه اللّه كه در آغاز خطبه آمده است باز مىگردد ؛ يعنى خداوند آنها را براي حسابرسى قيامت از گورها بيرون مىآورد .
( 12805 - 12800 )
قوله عليه السلام : وأوكار الطّيور
عرفاء وأهل حكمت فراوان لفظ طير وأوصاف آن را براي نفس ناطقه وفرشتگان استعاره به كار مىبرند . چنان كه روايت پيامبر أكرم ( ص ) نيز به همين معنى اشاره دارد كه فرمود :
هنگامى ميّت بر دوشها حمل مىشود ، روحش بر بالاى نعش پرواز مىكند وبزبان حال مىگويد : اى خانواده وفرزندان من ، چنان كه دنيا مرا سرگرم داشت ، وفريب داد فريبتان ندهد . واژه « رفرفة » در حديث فوق بمعنى بال زدن پرندگان است وچنان كه قرآن در وصف فرشتگان مىفرمايد :
الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ جاعِلِ
؛ « فرشتگان داراى دو ، سه وچهار بال هستند » در حديث براي روح بال به كار رفته ، ودر قرآن براي فرشتگان تصريح به بال شده است . أبو على در قصيدهاى كه اوّل آن القى است در بارهء نفس چنين مىگويد :