تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
قيامت بهانه‌جويى نكرده وبگويند :
وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا
« 2 » ؛ از اين جهت أنبيا به دليل قاطع وبرهان يقين شباهت پيدا كرده‌اند . بنا بر اين لفظ « حجّت » براي أنبيا عارية به كار رفته است . كلمات « أسفار » و « ظهور » براي جلوه‌هاى نوراني دين كه از نفوس كامل أنبيا بر نفس ناقص خلايق مىتابد ، استعاره بكار رفته است . منظور از ردّ بهانه‌جوئى خلق بوسيلهء كتاب ، اين است كه خداوند كتابهاى آسمانى را بوسيلة پيامبران ظاهر گردانيد تا بهانه را از دست خلق بگيرد وبا ترس از عذاب وترغيب وتشويق بهشت آنها را به راه نجات هدايت كند . در كلام امام ( ع ) به عنوان استعاره عذر را به خدا نسبت داده است . منظور گفتار مخصوصى است كه انسانها بعنوان بهانه‌جويى در برابر افعال وأقوال خداوند ، به كار مىبرند . خداوند آنچه صلاح وخير آنها بوده است بيان كرده ، ودر صورت عدم توجّه به فرامين خداوند به آنها وعده كيفر وعقاب داده است . بنا بر اين ظهور أنبيا وانزال كتب براي ارشاد وراهنمايى واتمام حجّت بر گمراهان بوده است . معناى كلام امام ( ع ) « فقد عذر . . . » همين است كه توضيح داده شد .
هامش
( 2 ) سوره أنبياء ( 21 ) آية ( 134 ) : پروردگارا چرا براي ما پيامبر نفرستادى تا قبل از آن كه به گمراهى افتاده وخوار شويم از آنها پيروى كنيم .