از ناحيهء نافش با مادر ارتباط پيدا كرده از خوردنى وآشاميدنى مادر تغذيه مىكند . با همين حالت در اندوه وتاريكى وتنگنا تا زمان ولادتش بسر مىبرد .
پس از پايان يافتن دوران جنين ، خداوند ، بادي را بر شكم مادر مسلّط مىكند وبدين طريق حركت شديدي در درون مادر بوجود مىآيد ؛ ابتدأ سر جنين به جانب مخرج سرازير مىشود وهنگام تولّد چنان فشار وكوفتگى مىبيند كه وقتي بر زمين قرار مىگيرد ، اگر دستى آهسته أو را لمس كند ويا حتى باد ملايمى بر أو بوزد آن قدر احساس درد مىكند كه هرگز از كندن پوست چنان دردى احساس نمىكند .
پس از اين مرحله سختيهاى گوناگونى به سراغش مىآيند . اگر گرسنه شود نمىتواند غذا بطلبد واگر تشنه گردد نمىتواند آب بخواهد ؛ اگر جايى از بدنش درد بگيرد نمىتواند بيان كند . اينها علاوة بر سختيهايى است كه از گذاشتن وبرداشتن ودر خرقه پيچيدن وباز كردن وروغن مالي كردن و . . . متحمل مىشود . اگر أو را بر پشت بخوابانند ، قادر نيست به پهلو برگردد . ما دام كه شيرخواره است ، اين دشواريها وعذابها وجود دارد . از اين مرحله كه بگذرد ، به رنج تربيت دچار مىشود ، واز اين بابت سختيهايى را تحمّل مىكند به اضافهء بيماريهايى مانند دردها ، تبها و . . . كه بدانها نيز گرفتار مىشود .
پس از دوران كودكى ، كه بفهمد مال ومنال ، زن وفرزند چيست ، گرفتاريهاى ديگرى دارد مانند : حرص وطمع ، كوشش براي به دست آوردن ثروت ودارايى ومعاش وزندگى ، وباز همهء اين رنجها وسختيها بعلاوة چهار دشمن اصلى « غلبهء صفرا - بلغم وخون سودا » وزهرهاى كشنده ومارهاى گزنده ، درندگان وانسانهاى از درنده بدتر ، ترس از سرما ، گرما وبالاتر از همه اگر كسى به پيرى برسد ، رنج ودردهاى پيرى ، جانكاهتر است .
اين مختصرى از بسيار رنجهاى آغازين زندگى تا سرانجام پيرى بود كه
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 492
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤٩٢