كه هر كس ادّعاى آنان را قبول كند ملتزم چند امر بشرح زير شده است :
1 - كسى كه گفتهء منجّمان را تصديق كند ، لازمهاش اين است كه قرآن را تكذيب كند وچه تكذيب قرآن را قبلا توضيح دادهايم .
2 - تصديق كننده منجّم از يارى خدا ، در رسيدن به مقصود ، وجلوگيرى از ضرر بىنياز خواهد بود . يعنى در هر مشكلى كه فرارويش قرار گيرد به جاى اين كه به درگاه خداوند در رفع آن مشكل تضرّع كند ، به منجّم متوسّل مىشود وچارهء كار را از أو مىخواهد .
3 - كسى كه در أمور خود به منجّم رجوع كند ، حمد وسپاس خويش را نثار منجم مىكند ، چه أو را در كار خود مفيد ومؤثّر مىداند . اعتقاد به اين كه جز خداوند مؤثّرى در جهان نيست از ميان مىرود .
پذيرفتن پيشگوييهاى منجّم وتصديق كلام وى ، مستلزم شدن به أمور سهگانه فوق مىباشد ، كه امام ( ع ) به صورت برهاني مطابق شكل اوّل وبه شرح زير آوردهاند خطاب به منجّم .
- پندار تو اين است كه ساعت نفع وضرر را تشخيص مىدهى ؟ صغرى - هر كه پندارش اين باشد ، خود را به جاى خدا سزاوار ستايش ، تصديق كنندهاش مىداند ! ! كبرى - نتيجهء اين كه . منجّم نفس خود را شايسته ستايش تصديق كنندهاش مىداند .
در اين قياس چون كبرى ، از أمور خيالي است ، گاهى شخص سخنور وخطيب از آن استفاده مىكند تا مخاطب خود را از أموري كه مورد نهى است متنفّر كند . امام ( ع ) نيز آن را براي تنفّر خود ، در زمينهء نهى از پذيرفتن سخن منجّم به كار بردهاند .
( 12282 - 12269 )
قوله عليه السلام : ايّها النّاس إلى قوله برّ أو بحر
اين كلام امام ( ع ) به دلايلى كه ذكر كرديم ، ما را از آموختن دانش نجوم بر حذر مىدارد . در عين حال موارد