نمىتواند بر تمام جزئيات آگاهى بيابد وتمام شباهتها وتفاوتها را دريابد . زيرا چنان كه مىدانيم كار منجم اين است كه زمان را به ماه ، هفته ، ساعت ، ودقيقه وثانيه تقسيم مىكند . وحركت أفلاك وستارگان را در برابر زمان ، نسبت سنجى مىكند . وهمهء اين أمور تقريبي است ومبنائى حقيقي ندارند . نهايت چيزى كه در اين مورد مىتوان گفت . اين است كه اثرات جوّى ، در بلند مدّت بهتر آشكار مىشود وبه اثبات مىرسد . ولى به هر حال چون أسباب وعلل در تحقّق يك حادثه متفاوت است . نمىتوان ادّعاى تجربه ، وحصول علم كلّى ثابت بىتغيير وداراى نتيجهء دايمى به سبك واحد را داشت . بر فرض كه تفاوتى در بعضي حوادث تاكنون ديده نشده باشد ، باز هم علمآور نيست ، كه يقين داشته باشيم در آينده به شكل گذشته أمور جريان خواهد يافت ، چون تضمينى براي بقاى آمادگى وديگر علل جوّى وزمينى ، وجود ندارد در حالي كه علم تجربى بر محور بقاى أسباب وتكرار آنها دور زده وتحقّق مىيابد . امّا در حوادث آيندهء جهان ، به دليل عدم قدرت انسان بر درك همهء أسباب وتكرار آنها علم تجربى حاصل نمىشود . بنا بر اين منجم حكم كلّى را نمىتواند كشف كند ، چون تجربهاى در كار نيست .
( 12221 - 12198 )
قوله عليه السلام : أتزعم إلى قوله الضّرّ ؛
آيا گمان تو اين است كه ساعت نيك را براي حركت مىدانى ؟ . . . امام ( ع ) با بيان اين جملهء درجهء ثبات وصحّت اين ادّعا را مىپرسند ، كه براستى چقدر به گفتهء خود اعتماد دارد ؟ . چون در عرف ، عادت بر اين بوده است كه كاهنان با قاطعيّت از آينده خبر مىدادهاند . اين منجّم نيز ادّعاى فهم خطر را داشته وحركت براي جهاد را در آن ساعت مناسب نمىديده است !
( 12262 - 12222 )
قوله عليه السلام : فمن صدّقك بهذا إلى قوله الضرر
اين سخن امام ( ع ) نهايت تنفّرش را از پذيرش احكام منجّمان واعتقاد به گفته آنان مىرساند . بدين توضيح