داد . هر كس تا سه روز آمادهء حركت وأطاعت از مهلّب نشود ، رواست كه خونش را بريزند . در همين رابطه عدّهء زيادى را كشت . مردم با عجله براي حركت وپيروى از مهلّب آماده شدند ؛ چنان كه تاريخ نشان مىدهد بيشتر سلاطين همين سياست ارعاب وتهديد را داشته ودارند .
( 11371 - 11365 ) عبارت امام ( ع ) كه : « من اصلاح شما را به بهاى تباه شدن نفس خود روا نمىشمارم » بدين معنى است : من مجاز نمىدانم كه خونتان را بريزم تا بزور شما را براي جنگ گسيل دارم ، چنان كه پادشاهان ، هنگام تثبيت حكومت خود چنين مىكنند ودين خود را به تباهى وفساد مىكشند ، امام صلاح نمىدانست كه با تهديد وقتل آنها را تسليم حكم وفرمان كند زيرا موجب تباهى وفساد ديانتش مىشد ؛ وچون طبق قاعده عقلي ، وحكمت ، اصلاح ديگران فرع بر اصلاح نفس مىباشد ، از شخصيّتى مثل امام ( ع ) انتظار نمىرفت كه نفس خود را فاسد كند تا ديگران اصلاح شوند .
حال اگر اشكال شود كه جهاد فراروى امام عادل واجب است ، بنا بر اين لازم بود كه امام ( ع ) بر آنها تحميل كند ؛ با اين حساب چرا آن حضرت اجازه قتلشان را نداشت ؟
پاسخ اين اشكال را به دو صورت مىتوان داد بشرح ذيل :
1 - براي ترك هر واجبي نمىتوان افراد را كشت . مثلا اگر كسى حج را ترك كند . در ازاى ترك اين واجب كشته نمىشود .
2 - بعيد نبود كه اگر امام ( ع ) به خاطر ترك جهاد ، دست به قتل وكشتار آنها مىزد از اطرافش پراكنده مىشدند وبه دشمن حضرت مىپيوستند ويا أو را تسليم دشمن مىكردند . ويا كمر به قتلش مىبستند . هر يك از اين أمور فساد كلّىترى بود واز كنارهگيرى آنان از جهاد در راه خدا ونپذيرفتن دعوت امام ( ع ) در بعضي موارد خطر بيشترى داشت .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 410
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤١٠