( 10744 - 10734 )
قوله عليه السلام : فاتّقى عبد ربّه . . . شهوته ؛
در محتوا دستور العمل واوامرى الزامي است ، هر چند اين عبارت امام ( ع ) به صورت فعل ماضي وبدون حرف عطف آمده است ولى افعال ماضي به كار رفتهء در آن به معناى اوامرى الزامي هستند ، وسخنوران معتقدند كه سخن را بدينسان بيان كردن ، توضيح معنى ، در بهترين صورت كلام است .
بنا بر اين ، امر به تقوى تفسيري براي امر به زاد وتوشه برگرفتن است ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد :
الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ
« 2 » .
همچنين فرمان دادن به نصيحت نفس در معناى امر ، بدقت وتفكّر در مصالح نفس وتوجّه به اين است كه چه كارهايى براي اصلاح نفس مفيد مىباشد .
كارهايى كه براي وارستگى نفس داراى فائدهاند عبارتند از :
1 - رعايت كردن حدود الهى . 2 - به هنگام برخورد با محرمات ، توقف كردن ومرتكب حرام نشدن . 3 - بديها را رها كردن وبدنبال زشتيها نرفتن ، بدين شرح كه بايد واجبات را بجاى آورد ، ومحرّمات را ترك كرد وخود را از بديهاى اخلاقى وارسته ساخت . اينها چيزهايى هستند كه در اصلاح ومنزّه ساختن نفس تأثير بسزايى دارند .
امام ( ع ) امر به انجام توبه ، ومغلوب ساختن شهوات دادهاند . امر به توبه وبازگشت به سوى خدا ومبارزهء با شهوات به منزلهء تفسير اصلاح نفس بشمار مىآيد واز لوازم پرهيزگارى است ، كه در بيان حضرت به دنبال امر به تقوى آمده است . امر به توبه قبل از فرا رسيدن مرگ وبا هر لحظهاى كه بر انجام آن توفيق حاصل شود لازم است .
( 10790 - 10745 )
سپس مىفرمايد : فأنّ اجله . . . شقوة ؛
« فرا رسيدن مرگ بر انسان پوشيده است » .
هامش
( 2 ) سوره بقره ( 2 ) آية ( 197 ) : توشهء تقوا براي راه آخرت برگيريد كه بهترين توشهء اين راه تقواست .