تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
فريب خورده . در حالي كه وى در نهايت بىخبرى وسرگرم آرزوهاى دور ودراز است ، دانسته‌اند . آرى بدين دليل است كه بىخبرى موجب بزرگترين اندوه وبيشترين پشيمانى است ، زيرا خود عمر ، به زبان حال گواه ودليل است . ودر انجام گناه بر عليه انسان شهادت مىدهد . با وجودي كه عمر مىتوانست وسيله‌اى براي نيك بختى أو باشد ، حال سببي براي شقاوت وبدبختى وتيره‌روزى أو شده است . ( شارح « ابن ميثم » در بارهء اعراب كلمات عبارت حضرت چنين توضيح مىدهند ) كلمه « اغفل » به عنوان حال منصوب است و « حسرة » به عنوان تميز ، چنان كه مىدانيم تميز براي ابهام از جمله است . ابهام معناى جمله بدين سان كه شخص دعوت شده براي درك اين حقيقت ، شگفت زده شود ، ونداند كه از چه نظر مرگ براي شخص غافل ناراحت كننده است ؟ براي رفع ابهام مىگوييم . از جهت اندوه وحسرتي كه دارد مرگ برايش ناگوار است . در بارهء حرف لام در « لها » چند قول است : 1 - لام به معناى استغاثه باشد ، در اين صورت معنى سخن چنين است : واي بر اندوه فراوان بىخبران . 2 - لام ، حرف جر باشد وچون بر ضمير داخل شده است به فتح خوانده مىشود ، ومناداى از كلام افتاده است . تقدير كلام از نظر معنا چنين خواهد بود : اى مردم شما را فرا مىخوانم كه اندوه وحسرت بىخبران را ببينيد . با در نظر گرفتن معناى دوّم ، جملهء « ان يكون » به دليل حذف حرف جر ، در محلّ نصب است . گويا چنين گفته شده است . چرا بىخبران در اندوه قرار مىگيرند ؟ پاسخ‌شان اين است ، كه چون عمرشان ، دليلي بر عليه آنها در روز قيامت خواهد بود . ( 10819 - 10791 )

كلام امام ( ع ) : « نسئل اللّه تعالى . . . كأبة »

پايان خطبه است ودر اين فراز از
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 358 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم