رهاييتان از ظلم وستم مىشود . امّا هرگز از من بيزارى نجوييد ، زيرا من بر فطرت اسلامى متولّد شدهام ودر ايمان آوردن وهجرت بر همگان پيشى گرفتهام ، ( بيزارى جستن از چنين كسى سبب عذاب آخرت وبدبختى دو جهان خواهد بود ) . »
[ شرح ]
( 10240 - 10219 ) در اين فصل سخن امام ( ع ) از حوادثى كه در آينده براي يارانش پيش مىآيد وسبب گرفتارى آنها مىشود ، خبر مىدهد ، طرف خطاب حضرت ، مردم كوفه مىباشند .
كلمه « اما » در آغاز كلام ، محتمل است كه مشدّد بوده « امّا » ودر معناى شرط به كار رفته باشد ، در اين صورت معناى سخن چنين خواهد بود ، امّا پس از حمد خدا در آينده چنين خواهد شد . احتمال دوّم اين كه بدون تشديد بوده ، تركيبي از ماى نافيه وهمزهء استفهام باشد . به اين اعتبار معناى سخن چنين است : آگاه باشيد بزودى اين پيشآمد ناگوار بوقوع خواهد پيوست .
در اين كه منظور از مرد گشادگلو ، چه كسى بوده ؟ ميان شارحان اختلاف نظر است . بيشتر آنان بر اين باورند كه مراد معاوية است زيرا أو مردى بزرگ شكم وپرخور بوده است چنين روايت شده است كه معاوية آن قدر غذا مىخورد كه خسته مىشد . ومىگفت بياييد سفره را برچينيد به خدا سوگند هر چند خسته شده وبه رنج افتادم ولى سير نشدم . أو بر اثر نفرين رسول خدا ( ص ) به اين بيمارى مبتلا شده بود . چنان كه روايت شده است سبب نفرين پيامبر اين بود كه روزى به دنبال معاوية فرستاده تا نامهاى را به نگارد . بار أول كه فرستادهء پيامبر آمد معاوية غذا مىخورد وحاضر نشد ؛ بار دوّم كه فرستاده رسول خدا ( ص ) آمد هنوز مشغول غذا خوردن بود ودست از خوردن غذا برنداشت كه به خدمت پيامبر برسد . حضرت رسول ناراحت شده فرمود : « بار خدايا شكمش را سير مگردان » عربى در وصف دوست پرخورش چنين سروده است :