آمادگى آنها براي صبر در برابر مشكلاتى است كه فراروى آنها بوده است ، ومقصود از نزول نصر وخوارى دشمن اين است كه هر گروهى استحقاق نفساني خود را از جانب خداوند دريافت مىدارد .
( 10180 - 10173 )
آن گاه فرمودهاند : حتّى استقر الاسلام إلى قوله أوطانه ؛
« چون پايدارى واستقامت ما به أوج خود رسيد ، ديانت اسلام استقرار يافت ، ودر جايگاه خود ساكن شد . » اين سخن حضرت اشاره است به آن هدف نهايى كه از جهاد با دشمن داشتهاند ، كه عبارت از استقرار يافتن اسلام در دلهاى بندگان خدا بوده است .
امام ( ع ) لفظ « جران » را به عنوان استعاره به كار برده واين استعاره را به واژهء « القاء » زينت بخشيدهاند ، جهت مشابهت ، استقرار يافتن اسلام در جايگاه خود مىباشد ، همچون شترى كه در مكان خود راحت گرفته وگردنش را با آرامش تمام بر روى زمين دراز كند . همچنين لفظ « تبوّء » را به عنوان استعاره به كار گرفته ، وسپس آن را « باوطان » نسبت دادهاند از جهت تشبيه كردن حالت تزلزل آميز اوّل اسلام ، به انساني كه در آغاز كأرش هراسان ، ترسناك ومتزلزل باشد وسپس در محلى مسكن بگيرد واستقرار يافته ، پابرجا شود . لفظ « أوطان » را براي دلهاى مؤمنين استعاره آوردهاند وجملهء « تبوّء أوطانه » را كناية از استقرار يافتن اسلام در دلها ذكر كردهاند .
( 10196 - 10181 )
فرموده است : ولعمري لو كنّا نأتي إلى قوله عود
اين فراز از فرمودهء حضرت كه سوگند به جان خودم اگر ما مثل شما مىبوديم . . . بازگشتى است به مقصود اصلى ايراد اين كلام ، كه توجّه دادن اصحابش در خوددارى از جنگ مىباشد .
جان سخن حضرت اين است كه اگر آن روز ما در كار خود كوتاهى مىكرديم چنان كه شما امروز كوتاهى مىكنيد . وپيامبر را وا مىگذاشتيم چنان كه شما امروز مرا واگذاشتهايد ، آنچه امروز از پابرجايى دين حاصل شده ، حاصل