وصاحب لي بطنه كالهاوية * كانّ في أمعائه معاوية
« 1 » برخى گفتهاند منظور از آن مرد زياد بن أبي سفيان همان زياد بن أبيه مىباشد ، وگروهى گفتهاند : حجاج بن يوسف ثقفى است ، ودستهاى مغيرة بن شعبه را دانستهاند . به هر حال بايد شخصي باشد ، كه بعد از حضرت مردم را به اين كار دستور داده باشد ؛ اين دو خصوصيت در معاوية بارز است .
اين بيان حضرت : « آنچه را مىيابد مىخورد ، وآنچه را نيابد مىجويد » ، كناية است از پرخورى آن مرد ، وعلامتي است كه بتوان وى را شناخت .
اين دستور كه أو را بكشيد نشانهء فساد وتباهكارى آن مرد در روى زمين است وخبر دادن از اين كه نمىتوانيد أو را بقتل رسانيد قضايى است الهى كه حضرت بر آن مطّلع بود .
( 10248 - 10241 )
سپس مىفرمايند : الا وانّه سيأمركم بسبّى إلى آخره ؛
آگاه باشيد بزودى آن مرد شما را به دشنام دادن بر من فرمان خواهد داد . اين سخن حضرت اشاره است به آنچه قريبا پيش خواهد آمد ، ودستوري كه مبنى بر دشنام وبيزارى از آن بزرگوار صادر شود ، در چنين موقعيّتى مصلحت كار را به يارانش توصيه كرده وميان دشنام دادن وبيزارى از خود فرق نهاده است . دشنام را به هنگام ضرورت واجبار روا دانسته ، وبيزارى را مجاز نمىداند ، در فرق ميان اين دو ظرافت خاصي است كه بايد در نظر گرفته شود .
به عنوان مثال ، دشنام عبارت از صفت كلام بوده وممكن است بدون اعتقاد اظهار شود . احتمال ديگر اين كه گاهى دشنام به كناية گفته مىشود وممكن است قصد حقيقي در كار نباشد وفايدهء آن جلوگيرى از ريختن خون مسلمين ورهايى آنها از ستم ستمگران مىباشد . ولى بيزارى جستن تنها صفت
هامش
( 1 ) دوستى دارم كه شكمش به جهنم مىماند گويا در أمعاء واحشائش معاوية قرار دارد .