« كسى كه خدا را نديده در قلب أو را اثبات مىكند » توهم اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه چشم آنچه را كه نديده منكر نمىشود ؟ ! وچگونه آنچه را كه انسان نديده با قلب اثبات مىكند ؟ ! چون در تصديق وباور اين جملات براي شنوندگان احساس دشوارى مىشده است . حضرت با بيان دو عبارت فوق توجّه به جلال وتنزيه وبزرگى خداوند داده وذات مقدس حق را از آنچه شايسته أو نيست با زيباترين جملات بر كنار دانستهاند .
احتمال معناى ديگرى نيز براي جملهء « ولا قلب من . . . » داده شده است .
يعنى اقرار دارندهء وجود حق تعالى هر چند وجودش را منكر نبوده واثبات مىكند ، امّا محال است كه ادّعا كند بر خداوند احاطهء علمي پيدا كرده است .
( 9488 - 9482 ) 4 - چهارمين ويژگى حق تعالى را حضرت چنين بيان كردهاند : « در بلندى مقام ، بر همگان سبقت گرفته ، چيزى از أو بلند مقامتر نيست » ، در شرح كلام امام ( ع ) گفته مىشود كه « علوّ » لفظ مشترك است وبر سه معنى قابل صدق است .
الف : برترى حسّى مكاني : مانند بلندى بعضي از أجسام نسبت به بعضي .
ب : برترى تخيّلى : مانند برترى مقام پادشاه نسبت به مردم ، در عرف مىگويند أو بلند رتبه است وبلندى رتبه پادشاه را بطور خيالي كمال مىدانند .
ج : برترى عقلي : چنان كه بعضي از كمالات را ، عقلا بر بعضي برترى مىنهند . مثلا مىگويند : سبب از مسبّب بلند رتبهتر است . حال با روشن شدن معناى « علوّ » مىگوييم : كه محال است ، بلندى رتبهء خداوند متعال از نوع اوّل باشد چه اين كه بودن حضرت حق در مكان جايز نيست ، وبه معنى دوّم نيز محال است در نظر گرفته شود ، زيرا خداوند سبحان ، از داشتن كمالات خيالي منزّه وپاك است . كمالات خيالي كمالات إضافي هستند وبه حسب اشخاص وزمانها تغيير وتبدّل مىيابند ، چه بسا چيزى در نزد گروهى كمال ودر نزد گروهى ديگر همان چيز نقص باشد ، مثلا سلطنت
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 278
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٧٨