ردّ احكام وهمى بحكم عقل آورده شده است ، زيرا قوّه واهمه ، مىپندارد كه دورى از پديدهها به نسبت بلندى مرتبه از آنهاست وهر چيزى كه به شيئى نزديك بود از نظر مكاني همرديف اوست . به دليل اين كه حكم قوّه واهمه محدود در محسوسات بوده واز آن فراتر نمىرود .
امّا پس از روشن ساختن اين حقيقت كه بلندى رتبه نسبت به مخلوقات ، ونزديكى به آنها ، دورى ونزديكى مكاني نيست وبه معناى ديگرى است ، ناگزير علوّ مرتبه بدين معنا دور كننده خداوند از آنها نبوده ومنافاتى ، نيز با نزديكى آنها ندارد ، بلكه دورى ونزديكى در اين مورد قابل جمعند ، يعنى خداوند به نسبتي دور وبه نسبتي نزديك است . نزديكى با پديده ، بر خلاف پندار قوه واهمه سبب برابرى آنها در مكان نمىشود ، حكم عقل اين گمان فاسد را در صفات جمال وكمال خداوند برطرف مىنمايد .
( 9544 - 9511 ) 6 - ششمين ويژگى حق متعال اين است كه ، خردها بر حدّ واندازهء صفاتش آگاه نبوده ونيستند ، ولى هرگز از اندازهء واجبي هم كه براي شناخت خداوند لازم است ، انسان را باز نداشته است .
از واژهء « صفت » در عبارت حضرت : « على تحديد صفته » دو معنى وبترتيب زير فهميده مىشود .
الف : منظور شرح حقيقت ذات خداوند باشد .
ب : منظور بيان حقيقت صفات كمال مطلق خداوند باشد . روشن است كه خرد بر اندازهء أوصاف وحدود آنها به معنى أول آگاهى نمىيابد ، زيرا براي حقيقت ذاتي خداوند حد واندازه نيست تا عقول بدانها دست يابند . به معنى دوّم نيز قابل درك نيست ، چه براي كمال حق تعالى نهايتى نيست كه خرد در آن مرحله متوقف شود . ولى با اين همه خداوند سبحان عقلها را از شناخت خود ، در حجاب قرار نداده است ، زيرا براي هر كس بهرهاى
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٨١