فريب خوردگى جرير ووعدههاى دروغينى است كه شاميان در پاسخ به جرير ، بمنظور آمادگى لازم از جهت كارزار به وى مىدهند ؛ ويا به دليل سرپيچى وتخلّف از فرمان من خواهد بود .
اگر كسى اشكال كند ، كه چگونه حضرت تخلّف جرير را به يكى از دو امر منحصر كردهاند با اين كه ممكن بود تخلّف وى وبموقع نيامدنش ، دليل ديگرى مثل بيمارى يا مردن ويا هدف ديگرى مىداشت ؟
در پاسخ گوييم : حضرت قصد حصر حقيقي را نداشتهاند ، منحصر كردن تخلّف جرير از بموقع نيامدن به دليل گمان بيشترى بوده ، كه از قراين وعلايم أمور به دست مىآمده است . بعلاوة سخن امام ( ع ) در بارهء آن پيشامدهاى اضطراري كه از جانب خداوند فرا مىرسد نيست زيرا فرا رسيدن قضاى الهى مورد بحث نيست وتذكر آن هم مفيد نيست . امّا موانع اختياري در نيامدن جرير به گمان غالب يا از ناحيهء مردم شام به دليل فريب وخدعه بوده ، ويا تأخير در خبر رسانى از ناحية خود جرير به دليل تخلّف وعصيان فرمان حضرت بوده است . چه اين كه تصوّر نمىرفت ، شخصيّتى مانند جرير شخصيّتى در چنين موضوع مهمّى ، وظيفة را ترك كند وبه كارهاى شخصي خود بپردازد ؛ با توجّه به زمينههايى كه ياد شد ، انديشهء صحيح صبر وتأمّل در كار بود ، ولذا امام ( ع ) مىفرمايد : الّرأى مع الأناة نظر درست ، تأمّل در كار است . يعنى نظر حقّى كه ، تمام انديشمندان بر درستى آن اتّفاق نظر دارند ، دستيابى به مقصود وبه پيروزى قطعي رسيدن ، جز با پايدارى وتفكّر در موضوع كار حاصل نمىشود .
منظور از « أناة » در كلام حضرت آن برآورد فكرى است كه در به دست آوردن صورت بهتر كار ومصلحت فراگير ، انسان را در رسيدن بمقصود ارشاد مىكند . بدين دليل است كه بعضي از حكما براي تأكيد بيشتر ، امر به تأمّل وتفكّر كرده گفتهاند : آن كس كه در كارها انديشه نداشته باشد ، هر چند به مطلوب
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٤٠