تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
جز نيروى حق تعالى نيست . بخشهايى از اين نامه ، در نامه‌هاى ديگر حضرت به معاوية آمده است . در پاسخ اين نامه ، معاوية چنين نوشت : پس از حمد خدا ، بجان خودم سوگند ، اگر تو در خون عثمان دست نداشته باشى ومردمى كه با تو بيعت كردند همان افرادى باشند كه با خلفاى پيش از تو بيعت كردند . در اين صورت تو از نظر شايستگى واحترام همچون أبو بكر ، عمر وعثمان بودى ولى تو مردم را در بارهء عثمان گمراه كردى وأنصار را از أطراف عثمان پراكنده ساختى ، ونادانان از تو فرمانبردارى كردند وضعفا از ناحيهء تو قوّت ونيرو گرفتند . مردم شام ، جز جنگ با تو چيزى را قبول نمىكنند ، تا ناگزير شوى كشندگان عثمان را تسليم آنها كنى اگر قبول كنى ، وقاتلين عثمان را دستگير وتحويل دهى ، آن گاه است كه شوراى مسلمين تشكيل مىشود . اى على ، به بقاى زندگيم سوگند ، دليلي كه بر عليه من اقامه كرده‌اى نمىتواند همان دليلي باشد كه بر عليه طلحه وزبير ، اقامه شده است ؛ زيرا طلحه وزبير با تو بيعت كرده بودند ، ولى من بيعت نكرده‌ام . استدلال تو بر عليه مردم شام ، نيز نمىتواند همان دليلي باشد كه بر عليه مردم بصره آورده‌اى ، چه اين كه مردم بصره فرمانبردار تو شده‌اند ، ومردم شام از تو أطاعت نمىكنند . البتّه بزرگوارى تو در اسلام وقوم وخويشىات با پيامبر اسلام ( ص ) ومقام وجايگاهت در ميان قريش قابل انكار نيست . در خاتمه نامه قصيدة كعب بن جميل را نوشت . واين دو مصرع از آن قصيدة است .
أرى الشام تكره أهل العراق * وأهل العراق لها كارهونا « 2 »
هامش
( 2 ) مردم شام را مىبينم كه از مردم عراق خوششان نمىآيد ومردم عراق هم مردم شام را نمىپسندند .