ما ( شارح ) بخشي از اين قصيدة را قبلا ذكر كرديم .
بنا به روايتي نامهاى كه امام ( ع ) همراه جرير كرده براي معاوية به شام فرستاد مضمونش چنين بود : « اى معاوية ، من تو را از ولايت امرى شام بر كنار كردم ؛ سرپرستى مردم شام را به جرير بسپار ، والسّلام . » وسپس به جرير فرمود :
« مواظب فريبكارى آنها باش . اگر ولايت امرى شام را به تو سپرد وبه سوى من آمد ، شما در شام مىمانيد ، واگر تعلّل ورزيد وقبول نكرد ، باز مىگردى . » هنگامى كه جرير نامهء حضرت را به معاوية داد ، شروع به بهانهجويى كرد .
از جمله اين كه بايد با مردم شام در اين باره مشورت كند . جرير بدون نتيجة بازگشت .
پس از بازگشت جرير ، معاوية بر پشت نامه امام ( ع ) نوشته بود كه : چه كسى شما را بخلافت قبول كرده است ؟ تا شما بخواهيد ، مرا از مقامم بركنار كنيد ! ! والسّلام ، وسپس نامه را براي حضرت به كوفه فرستاد .
( 8968 - 8934 ) فرموده حضرت : انّ استعدادي . . . مقصود اين است تا زماني كه جرير در شام ونزد مردم آن جاست ، آنها در بارهء قبول بيعت ويا ردّ آن تامّل داشته ومىانديشند ، اگر چه همهء مردم شام چنين نباشند ، گروهى يقينا در اين مايهء فكرى هستند . با اين وصف اگر ما ، آمادهء پيكار شويم ، اين خبر به مردم شام مىرسد ، وآنها را براي جنگ وستيز وبرخورد با ما وأدار خواهد كرد . اين موضوع ، كار مردم شام را بكلّى مشكل كرده ، موجب انصراف « آنها كه زمينهء فكرى داشته ويا در دلشان قصد پيوستن به ما را داشته باشند » مىگردد . ودور داشتن مردم شام از تفكّر در اين باره خلاف حزم واحتياط است . وسپس مىفرمايند قد وقّتّ إلى قوله :
عاصيا « براي جرير تعيين وقت كردهام . . . » يعنى زماني را مقرّر كردهام ، كه جرير بتواند از شام باز گردد ، واگر در تاريخي كه تعيين كردهام خلاف كند ، به يكى از دو طريق خواهد بود . يا به دليل
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٣٩