اشاره شد - تناقضى ندارد . در عبارت « ولقد ضربت . . . أو الكفر . . . » امام ( ع ) لفظ :
« عين » ، « أنف » ، « ظهر » ، و « بطن » را كه حقايقى در وجود حيوانند به عنوان استعاره ، براي خصلتهاى معاوية در مورد خلافت ، ومخالفت مردم شام با خلافت خود ، به عنوان استعارهء بالكناية آوردهاند . « عين » و « انف » كناية از اين امر مهم وچكيده آن بكار رفته ، زيرا چشم ودماغ با ارزشترين عضو صورت انسانند . ومنظور از « ضرب » به عنوان استعاره ، كنايهاى از قصد با اهميّتى است كه حضرت به موضوع مىداده است . ولفظ ظاهر وباطن را كناية از بررسى همهء جانبه ، وانديشهء عميق آوردهاند . وعبارت « تقلّب » را براي رسيدگى كامل به همهء جوانب مصلحت وعرضه داشتن يك أمور بر خرد ذكر نمودهاند . نتيجة آن كه :
( 9015 - 8988 )
حضرت فرمود : فلم ار لي الّا القتال أو الكفر . . .
راهى براي من جز پيكار با معاوية وشاميان ، ويا پشت پا زدن به ديني كه پيامبر ( ص ) آورده است . نيست .
اين سخن حضرت پس از تفكر عميق ودر نظرگيرى تمام جهات دورانديشى ، در بارهء مخالفت آنان روشن مىكند كه وظيفهاى جز جنگ با قاسطين ندارد . وتذكّر مىدهد كه اگر اين راه را اختيار نكند لزوما بايد به آنچه كه بر رسول خدا ( ص ) نزول يافته كافر گردد . بدين بيان كه انتخاب يكى از دو امر « جنگ با شاميان ويا كفر ورزيدن بدين » الزامي است . يعنى اگر جنگ را اختيار نكند ، لزوما جهاد ترك شده وترك جهاد ، موجب كفر ورزيدن است . امّا كفر ورزيدن آن بزرگوار امر عالي است . بنا بر اين قتال با شاميان حتى خواهد بود .
منظور حضرت از كفر ، هم كفر حقيقي است ، زيرا سخن گذشته امام ( ع ) كه اين موضوع را كاملا بررسى كرده ، ظاهر وباطنش را ، با وجودي كه اطرافيان صلاح نمىدانستهاند سنجيده ، وراهى جز جنگ ويا انكار شريعت محمدي ( ص ) نيافته ، دليل روشن اين حقيقت است .
اگر معترض بگويد : دليل منحصر بودن وظيفة آن بزرگوار در جنگ ويا كفر