قسمتهاى سابق خطبه نيست ودر بيان چگونگى رفتار خود پس از رسول خدا ( ص ) است ، كه توصيه شده است در امر خلافت نزاع نكند . چنانچه خلافت با مسالمت به دست آمد بپذيرد ودر غير اين صورت صبر كند . بنا بر اين معناى كلام امام ( ع ) اين خواهد بود ، دقّت كردم صلاح اين بود كه أطاعت فرمان رسول مقدّم بر بيعت كردن مردم با من باشد . يعنى فرمانبردارى رسول خدا ( ص ) در آن كه امر كرده بود مرا بر ترك درگيرى ونزاع ، از بيعت نمودن مردم با من لازمتر بود راهى براي سرپيچى از دستور پيامبر نبود ، با شرح مطلب فوق معناى اين جمله كه « ميثاق رسول خدا بر عهده من بود » روشن مىشود .
پيمان رسول خدا ( ص ) وعهد آن حضرت با من عدم درگيرى با مخالفان بود . بعضي چنين برداشت كردهاند كه پيمان ، آن چيزى بود كه بر امام ( ع ) بعد از بيعت مردم با أبو بكر ، سكوت را ايجاب مىكرد . بنا بر اين معناى جمله اين خواهد بود ، كه پيمان مردم با أبو بكر با توجه به امر خلافت ، بر من الزام واجبار مىكرد كه پس از انجام شدن بيعت مخالفت نكنم .
احتمال دوم در شرح سخن امام ( ع ) اين است كه اين عبارت بيان كنندهء دلتنگى بسيار ورنج فراوان است . با اين كه أفكار مختلفي وجود داشت ، حضرت به دليل مداراى با مردم ؛ سنگينى بار خلافت را بر خود هموار ساخت .
با در نظر گرفتن احتمال دوّم معناى سخن حضرت چنين خواهد شد : در صلاح كار خود انديشه كردم فرمانبردارى مردم نسبت به من در آغاز بيعت واتّفاق نظرشان را در بارهء پذيرش خلافت ، دريافتم واين موجب قبول بيعت از ناحيهء من گرديد ، بدين هنگام پيمان آنها به گردنم افتاد ، چارهاى جز قيام بر انجام كار آنها نيافتم ، واز نزد خداوند نيز اجازهاى جز پايدارى در سامان دادن أمور خلافت نداشتم . واگر اين ملاحظات نبود ، امر خلافت را رها مىكردم . اين سخن امام ( ع ) با توجّه بدين معنا مانند سخن ديگر آن بزرگوار است كه فرمود :
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 208
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٠٨