غلبه كرده ، صادر نشود .
از آنجا كه قصد حضرت از اداى عبارت ، اين بوده كه ثابت كند كوفيان به دليل مخالفتشان با نظر آن بزرگوار پشيمان خواهند شد ونشان دهد كه اين امر نتيجهء سرپيچى آنان از فرمان ايشان بوده ، فرموده است : « مثل من وشما مثل شاعر هوازنى است » شما را بر ردّ حكميّت دستور دادم قبول نكرديد .
اين شعر يك بيت از قصيدة « دريد بن صمّه است كه در رثا وحماسهاى سروده وآغاز آن قصيدة اين بيت است .
نصحت لعارض وأصحاب عارض * ورهط بنى السّوداء والقوم سهّد « 4 »
عارض بنى سوداء وقوم سهّد نام اشخاصى بوده است كه در اين جريان همراه شاعر بودهاند . اين سروده از « دريد بن صمّة است وداستان دريد اين است . كه برادر دريد عبد اللّه بن صمّة ، با فرزندان بكر بن هوازن غطفانى ، جنگ كرد وغنايمى به دست آورد ، از جمله شترانشان را غارت كرد وبه همراه آورد .
هنگامى كه به محلّى به نام منعرج اللّوى رسيدند ، عبد اللّه سوگند ياد كرد كه تا بقيعة را نحر نكند از اين منزل كوچ نخواهد كرد . « بقيعة » شترى بوده است كه قبل از تقسيم أموال غارت شده نحر مىكنند وگوشتش را مىخوردند وآن شتر از سهام خارج مىشود .
برادر عبد اللّه دريد گفت : اين كار را نكن ، زيرا هوازنيها ، در جستجوى تو هستند . عبد اللّه حرف دريد را قبول نكرد ، ودر آن منزل ماند ، وبقيعه را نحر كرد ، هنگام صبح ، هوازنيها بر عبد اللّه تاختند عبد اللّه برادرش دريد را به كمك طلبيد .
دريد وياران عبد اللّه به كمك وى شتافتند واز عبد اللّه دفاع كردند ، تا زماني كه دريد مجروح شد وبه زمين افتاد وعبد اللّه كشته شد ، درگيرى ادامه داشت تا شب
هامش
( 4 ) عارض وياران أو همچنين گروه بنى سوداء وفأميل سهّد را نصيحت كردم . ولى فايده نداشت .