تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
مىجنگد وتو براي رياست وحكومت . تو مىخواهى زنده بمانى ، وأو به فكر شهادت در راه خداست . اگر تو بر لشكر عراق ( پيروان على ) پيروز شوى عراقيها به دليل بىعدالتى از تو خواهند ترسيد ولى اگر على پيروز شود مردم شام بدليل عطوفت ومهربانى علي ( ع ) از أو نمىترسند . با اين همه حيله‌اى بكارگير وپيشنهادى بده كه ميان اطرافيان علي ( ع ) اختلاف ايجاد كند چه آن را بپذيرند يا رد كنند . آنها را فراخوان به اين كه كتاب خدا ميان شما وايشان داور باشد ، تو با اين حيله به مقصود خود خواهى رسيد ومن هم اين موضوع را تا زماني كه لازم باشد از ديگران پوشيده مىدارم . معاوية رهنمود را پذيرفت : صبح كه فرا رسيد ، قرآنها را بر سر نيزه‌ها كردند ودر ميدان برافراشتند ، تعداد آنها را پانصد قرآن دانسته‌اند قرآن مسجد جامع شام را بر سه نيزه بستند وده نفر آن را نگهدارى مىكرد . سپاهيان شام يكباره با هم فرياد برآوردند : اى مردم عرب خدا را ، خدا را در بارهء زنان ودختران ، خدا را ، خدا را در بارهء دينتان ! اين كتاب خداست كه بايد داور ميان ما وشما باشد . امام ( ع ) با ديدن اين فريبكارى ، عرض كرد ، بار خدايا تو آگاهى كه آنها منظورشان حفظ حرمت قرآن ودين تو نيست ، تو ميان ما وآنها داورى كن ، زيرا به حقيقت تو داور هستى ! در اثر اين رياكارى ميان پيروان امام اختلاف افتاد . گروهى فرياد زدند : جنگ ! جنگ ! ولى بيشتر افراد ، صدا زدند ، داورى كتاب خدا را قبول مىكنيم . جنگ براي ما جايز نيست . زيرا ما را به حكميّت وداورى قرآن فرا خوانده‌اند . از همه سو فرياد برآمد : ترك مخاصمه مىكنيم وصلح را مىپذيريم . امام ( ع ) در جواب سازشكاران صلح طلب فرمود : اى مردم ، من براي پذيرش فرمان كتاب خدا سزاوارترين شما هستم ، ولى معاوية ، عمرو عاص ، وپسر أبى
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 190 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم