صحّت نظر خود شك مىكند ، چرا كه تشخيص مصلحت در امرى ، از كوشش وجديّت در بررسى علايم ونشانهها ، براي مشاور حاصل مىشود ، وقتي كه مشاور احتمال بدهد كه خلاف رأى ونظر أو ممكن است ، مصلحت باشد ديگر مانعى نمىبيند كه شخص ديگرى رأى ونظر درست را ، به اين دليل كه نشانههاى ديگرى در اختيارش بوده ، ابراز كند ؟
در اين صورت نظر مشاور دوّمى با نظر مشاور اوّل ، تعارض پيدا مىكند وخلاف نظر أو را نشان مىدهد ، بخصوص كه اگر مخالفت از ناحيهء گروه زيادى شده باشد ، كه درجهء احتمال را بالا ببرد ، ومشاور أول را به شك مىاندازد ، كه آنچه أو مصلحت دانسته ، مصلحت نباشد ، نشانه وعلايمى كه مشاور نخستين در اختيار داشته ، براي اظهار نظر كافى نبوده است ؛ با توجّه به اين توضيح است كه حضرت فرموده است : مخالفت شما مردم كوفه چنان بود . كه نصيحت كننده را در نصيحت كردن به شك انداخت ، در اين عبارت منظور امام ( ع ) از نصيحت كننده ، خود آن حضرت ، ومنظور از رأى ونظر ، رأى ونظر خود آن حضرت است . چون بيشتر اطرافيان در امر حكميّت با آن بزرگوار مخالفت كردند .
بعضي از شارحان كلام امام ( ع ) را حمل به مبالغه واستدلال كردهاند كه آن حضرت از شك كردن در رأى وتصميمگيرى ؛ مبرّاست ،
( 8211 - 8190 )
قوله عليه السلام : وضنّ الزند بقدحه :
« شما با مخالفت خود آتشزنه را از دادن آتش پشيمان كرديد » . گروهى اين سخن را ضرب المثل دانسته واشاره به شخصي دانستهاند كه از رساندن فايده به دليل اين كه پذيرندهء عاقل وبا معرفتي در فراگيرى كلامش نمىبيند از سخن گفتن منصرف مىگردد . ويا شخصي كه نمىتواند از نصيحت سودى ببرد ، هنگامى كه مشورت كننده ، مورد تهمت واقع شود وخيانت ببيند ويا در ابراز نظرش به لغزش متهم شود ، چه بسا كه پس از آن ، رأى درستى از مشاور ، به دليل خشمى كه از جهت مواجه شدن با مخالفت بروى