صراحت وروشنى لازم را نداشته است ، حضرت عبارت : وارفضوها ذميمة ، را افزوده است كه بروشنى دلالت بر وانهادن دنيا دارد . منظور اين است كه آنچه را پست وناچيز وبىمقدار است ترك كنيد . آن گاه دليل ترك دنيا را بيان كرده ، وآن را دايمى نبودن وبىثباتى آن براي دوستدارش دانسته است . بدين توضيح كه اگر قرار بود ، خوشيها ونعمتهاى دنيا ، براي كسى پايدار باشد ، بايد براي كسى پايدار باشد ، كه به شدّت دنيا را دوست مىدارد ، وچون دنيا براي چنان دوست دارنده وعلاقهمندى كه از شما بيشتر به دنيا عشق مىورزد بقا ودوام نداشته باشد به طريق أولى براي شما بقا ندارد ، وهرگاه طبيعت وخصلت دنيا دور انداختن هر دوستى باشد براي جوانمرد عاقل شايسته اين است كه دنيا را كنار گذارد واز چيزى كه رفاقتش دوام ندارد ، ودوستيش خالص نيست ، دورى كند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 153
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٥٣