تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
مىرسند كه تعدادشان كم مىشود يعنى ستمكاران به دليل نپذيرفتن راه وروش آنان وتأييد نكردن رفتارشان ، آنها را به شهادت مىرسانند اگر سؤال شود ، هنوز كه اين گروه پنجم وجود دارند ، چگونه كشته شدن را به طور عموم به آنها نسبت داده‌اند ؟ مىگوييم نسبت دادن فعل قتل به كل افراد به دليل وجود قتل در مورد بعضي اشخاص ، از باب نسبت دادن حكم جزء به كل ، ومجاز است . چون تصميم آنان كشتن تمام افراد بوده نسبت قتل را به همهء افراد دادن مجاز وبي اشكال است . هر چند فقط بعضي افراد به قتل رسيده باشند . ( 7513 - 7481 ) حضرت با عبارت : « فلتكن الدّنيا » به شنوندگان دستور مىدهد كه دنيا را حقير بشمرند به آن مقدار كه در ديدهء آنها از دنيا چيزى پست‌تر نباشد ، زيرا عبارت « حثالة القرظ وقراضة الجلم » ، بيان كننده نهايت كوچكى وپستى است . منظور از اين امر وفرمان ونتيجهء آن ترك دنياست ، بدين بيان كه هرگاه چيزى حقير وبىمقدار باشد ، عقلا رها كردن ودورى جستن از آن لازم است . پس از بيان فوق حضرت مردم را فرمان مىدهد كه از پيشينيان وگذشتگان پند گيرند ، زيرا مطالعه در چگونگى حال آنان براي صاحبنظران مايهء عبرت وپند است ، زمينهء عبرت گرفتن ، نعمتها وخوشيهايى بود كه گذشتگان داشتند ، وبه زيادى مال ومنال وثروت خويش افتخار مىكردند ، تمام آنها با فرا رسيدن مرگ از ميان رفت واندوه وغم وپشيمانى در آخرت براي آنان باقي ماند . وأموال فراوان آنها حجابى ميان آنان ومحضر جلال وعظمت خداوندى شد . امام ( ع ) مردم را با اين بيان ، متوجّه مىفرمايد كه آيندگان از سرنوشت اينان عبرت گيرند ، بخود آيند واز گذشتگان پند گيرند ، زيرا ناگزير از واگذارى اندوخته‌هاى خود هستند وبزودى زمينه‌ساز عبرت ديگران مىشوند . لازمهء پندپذيرى كناره‌گيرى از دنيا وكندن مهر آن از دل وبرحذر بودن از فريب آن است ، چون أوامر وفرامين امام ( ع ) در عبارات بالا ، در ترك دنيا
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 152 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم