تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
ودست راست خود را مشت كرد وفرمود : « اين است كتاب خدا كه در آن نام بهشتيان وپدرانشان را نوشته است . نه بر آن چيزى مىافزايد ونه ، از آن چيزى كم مىكند اگر أهل سعادت ونجات ، چنان بدكار باشند كه مردم آنها را نه از بدكاران كه سردستهء بدكاران به شمار آورند ، خداوند آنها را پيش از مرگ ولو در زماني به كوتاهى دوشيدن شتر ، أهل نجات ورستگارى مىگرداند . واگر بدكاران وشقاوتمندان چنان كار نيكوكاران را انجام دهند كه مردم آنها را از دستهء نيكوكاران كه سعادتمند ورستگار بدانند ، خداوند آنان را پيش از مرگ ولو بزمانى كوتاهتر از دوشيدن شتر جزو شقاوتمندان گرداند . سعادتمندان به حكم الهى سعادتمند وشقاوتمندان بفرمان الهى شقاوتمند مىشوند ، رستگار كسى است كه به حكم الهى رستگار مىشود وبدكار كسى است كه به قضاى خداوندى بدكار مىگردد . ارزش كارها به ارزش پايانى آنها است . « 2 » امّا اقسام ترس از أموري كه ذاتا ناپسندند عبارتند از : 1 - ترس از سكرات مرگ وسختى آن كه در نفس انساني چنان تصوّر مىشود كه ذاتا ناپسند است . 2 - سؤال نكير ومنكر 3 - عذاب قبر 4 - ترس از ايستادن در پيشگاه خداوند متعال وشرمسارى از برملا شدن اسرار 5 - ترس از محاسبهء دقيق وسؤال از كوچكترين امر . 6 - ترس از باريكى وتيزى پل صراط وچگونگى گذر از آن . 7 - ترس از آتش دوزخ ، غل وزنجير وسختيهاى آن 8 - ترس محروم شدن از بهشت ويا محروم گشتن از مراتب بالاى آن 9 - ترس محجوب ماندن از ملاقاة خداوند ، و . . . اينها كه برشمرديم أموري هستند كه ذاتا از نظر انسان ناپسندند وشخص از ابتلاى به آنها ترس دارد . رهروان زهد پيشه ، نسبت به هر يك از اين أمور حالتهاى
هامش
( 2 ) هر چند ظاهر اين روايت بر جبر دلالت دارد امّا چون در اعتقاد ما جبر نيست بايد روايت را تفسير وتوجيه كرد به فرض كه انتسابش به پيامبر درست باشد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 149 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم