تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
صورت دوّم خود داراى چند قسم است : 1 - ترس از مرگ ، پيش از توفيق بر توبه 2 - ترس از عملي كه قصد قربت در آن نباشد . 3 - ترس از انحراف در قصد عبادت خداوند 4 - ترس از چيره شدن قواى شهوانى ، طبق عادت در به كار گرفتن أمور شهوانى 5 - ترس از پيامدهاى انجام كار خلاف در نزد مردم 6 - ترس از اين كه عاقبت به خير نميرد وپايان كأرش بد باشد ، 7 - ترس از اين كه در علم خداوند متعال سابقهء شقاوت داشته باشد . تمام اين اقسام وجز اينها ترس بندگان شايستهء خدا مىباشد . از تمام اقسام ياد شده آنچه قلب پرهيزكاران را مغلوب ساخته ترس پايان يافتن عمر است ، كه به خير ختم گردد ، زيرا خطر در آن جا بزرگ است . امّا برترين قسم ودلالت كننده‌ترين ، بر كمال معرفت انساني ، ترس از شقاوت در علم خداست ، زيرا ترس از پايان كار از اين ترس سرچشمه مىگيرد وپيامد آن مىباشد اين وضعيّت بيان كنندهء آن است ، كه در لوح محفوظ چه گذشته است . مثل كسى كه ترس از پايان عمر دارد كه به خير ختم گردد يا نه ؟ وآن كه ترس از آغاز امر دارد ؟ كه جزو نيكوكاران رقم زده شده است يا خير ؟ مثل دو فرد كه ملكي را با توصيهء كتبي به آنها واگذار كرده باشند ، ودر اين واگذارى امكان خيرخواهى وثروتمندى يا بدبختى وهلاكت باشد ، يكى از اين دو نفر دل را متوجّه عاقبت كار كند كه چه خواهد شد ؛ ديگرى دل را متوجّه هنگام نوشتن اين توصيه‌نامه كند كه به چه منظور اين ملك را به اين اشخاص واگذار كرده‌اند ؟ آيا قصد خيرخواهى وخدمت بوده يا هلاكت وبدبختى ؟ فرد دوّم چون توجّه به علّت وسبب واگذارى دارد ، از فرد اوّل بلند انديشه‌تر است . به همين دليل توجّه به حكم نخستين خداوند كه قلم تقدير أو ، در لوح محفوظ ، بر آن جارى شده ، از توجّه به پايان كار مهمتر است . حضرت رسول ( ص ) به همين معنا اشاره كرده است آن گاه كه بر منبر برآمد ،