منبر وباصطلاح داد مذهب وديانت برآوردن است .
منظور حضرت از يادآورى هدف فوق ، بيان پارهاى از صفات وويژگى مردمان روزگار خويش است كه آنها داراى چنين خصلتهايى بودهاند .
امام ( ع ) لفظ « حطام « 1 » » را استعاره از مال دنيا آوردهاند ، جهت مشابهت اين است : چنان كه گياه خشك در مقايسهء با علف سبز وبا طراوت وزيبايى وداراى ميوه ، سودى ندارد ، مال دنيا هم نسبت به كارهاى نيك آخرت - كه نفعش پايدار است - بىارزش به حساب مىآيد .
دليل اين كه حضرت از ميان كليّهء صفات وويژگيهاى بىشمار مردم زمان اين سه خصلت را ذكر فرموده اين است كه أغلب انسانها براي اين سه خواست دنيايى بيشتر تلاش مىكنند ، زيرا كوشش كردن در دنيا يا براي جمعآورى مال وثروت است يا رياست دنيايى با فرآهم آوردن اسبان سواري ونعمتهاى مادّى يا به نام مذهب به منبر رفتن ودر پوشش ديانت براي دنيا كار كردن . ( 7349 - 7336 ) پس از بيان خصلتهاى زشت برخى از مردم زمان خود مىفرمايد : ولبئس المتجر . . . إلخ ؛ اين عبارت امام ( ع ) براي اين دستهء از مردم توجهى است به زيان وضرر كارهايى كه شباهت زيادى به تجارت زيانبار دارد ؛ زيرا خواهان به دست آوردن ، دنيا به هر صورت واز هر راه ممكن ، در معرض نابودى وهلاكت اخروى واقع مىشود .
چنين شخصي ، به فروشندهاى ماند ، كه دارايى دنياي خود را با ثواب وپاداش نيكوى آخرت ( در صورت أطاعت پروردگار ) معاوضه مىكند . ثروتى كه خود آن از بين مىرود ، كيفر آن باقي مىماند . به اين دليل امام ( ع ) لفظ « تجارت » را براي اين سودا استعاره آورده است .
دستهء دوّم كساني هستند كه دنيا را مىخواهند ، ولى نه ، توان به دست آوردن آن را دارند ونه براي تحصيل آن چارهجويى مىكنند .
اين گروه همان افرادى هستند
هامش
( 1 ) شارح قبلا يادآور شدند كه يكى از معناهاى واژهء حطام خشك است .