تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
ناحيهء أمير مؤمنان ( ع ) دليلي گويا وگواهى صادق است : نقّاد با بصيرت وروشن‌بينى چون عمرو بن جاحظ ، اين خطبه را در كتاب بيان وتبيين نقل وسپس انتقاد كرده است كه اين خطبه از معاوية نيست ونام شخصي كه اين خطبه را به معاوية نسبت داده ذكر مىكند وسپس چنين مىگويد : اين خطبه به گفتار علي ( ع ) به دليل تقسيم‌بندى مردم به دسته‌هاى مختلف شباهت بيشترى دارد . خبر دادن از وضعيّت هر گروهى از مردم به لحاظ پيروزى ، ذلّت وخوارى ، تقيّه وترس به سخن أمير مؤمنان « ع » سازگارتر است وآن گاه مىپرسد چه وقت ودر چه حالي معاوية را ديده‌ايم كه در گفتارش راه وروش پارسايان وزاهدان را ترسيم نموده وطريقه عبادت نيايشگران را بيان كرده باشد ؟ ! ( 7247 - 7228 ) در خطبهء حضرت ، پاره‌اى از زمانها بر بعضي برترى داده شده است ، نيكى را به بعضي از زمانها وبدى را به بعضي ديگر نسبت دادن ؛ واين برترى دادن بعضي از زمانها بر بعضي نسبت درستى است ، زيرا زمان از اسبابى است كه در اين جهان نقش آماده كننده دارد . آنچه در زمان تحقّق مىيابد ، نيك يا بد شمرده مىشود . گاهى روزگاران به نسبت آمادگى پذيرش نيك وبد فرق دارند . در پاره‌اى از زمانها بر حسب آمار ، شر وبدى فراوانى وجود دارد ، به اين لحاظ گفته مىشود : روزگار دشوار ، زمان ستمگر ؛ بويژه در زماني كه دين رو به ضعف داشته باشد وقوانين شريعت كه نظام بخش جهان وبقاى آن است وموجب زندگى جاويد آخرت مىشود بىاعتبار شود . در بعضي از زمانها نيكى وخير فراوان است ، بدين سبب روزگار نيك وزمان دادگرى گفته مىشود وآن هنگامى است كه وضع مردم درست ومنظم باشد . بخصوص روزگار نيرومندى وجلوه وپايدارى دين كه گوهر وناموس شريعت محفوظ باشد . توضيح فوق برداشتى از نيك وبد ، در صورت مجزّا نگرى به اجزاى زمان
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 139 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم