تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
وى برترى داشتند . حضرت اين موضوع را با مقدّمهء دو قضيّه قسمت مقدّم فضيلت واگذار كنندگان وعدم فضيلت يارى دهندگان ثابت كرده وفهميدن مقدّمهء دوم يا تالي را كه كدام گروه مورد ملامت وسرزنش بوده وبايد از گروه ديگر تبعيّت نمايند به دليل روشن بودن وعلم شنونده ، بر عهدهء وى گذاشته است . بدين شرح كه غير فاضل بايد از أفضل پيروى وبه وى اقتدا كند . از اين قياس بخوبى فهميده مىشود كه يارى كنندگان عثمان مىبايست از واگذار كنندگان وى پيروى مىكردند . بر خلاف عقيدة اشكال كننده ، كه وى معتقد بود ، واگذار كنندگان بايد ، از يارى دهندگان حمايت مىكردند . يكى از محقّقان عقيدة دارد كه اين بيان حضرت اصطلاح ويژهء قبيلهء قريش است . با اين عبارت مىخواسته است مطلب را سر بسته وغير صريح بيان كند . از اين گفتار قصد نداشته است كه بركنارى وعدم دخالت خود ، در اين موضوع را روشن سازد ، بلكه خواسته ثابت كند كه واگذارى عثمان ، در ماجراى قتل نشانهء عدم فضيلت واگذار كنندگان ، به دليل اين كه واگذار كننده‌اند ، نمىشود . چنان كه ، يارى عثمان دليل فضيلت يارى دهندگان نمىشود . امّا فهميدن اين معنا از عبارت حضرت بعيد به نظر مىرسد . اين فرمايش امام ( ع ) را بگونه‌اى ديگر نيز توجيه كرده‌اند ، به صورت زير : اثبات برترى وفضيلت واگذار كنندگان بر يارى دهندگان . اشكال كننده را به تسليم وا مىدارد . كه چرا سؤال ملامت‌آميز خود را متوجّه واگذار كنندگان كرده است وبه سراغ يارى دهندگان نمىرود . بدين توضيح وبيان كه اگر واگذار كنندگان از يارى كنندگان برترند بايد از يارى دهندگان سؤال شود ، كه چرا خلاف كرده وعثمان را يارى كرده‌اند ؟ ! عليه يارى دهندگان بايد اقدام ، واز آنان ، خواسته شود كه با وجود عدم فضيلت در