تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
دلالت دارد روايتي است كه از وى نقل شده است . وقتي كه از امام ( ع ) سؤال شد ، كشته شدن عثمان ، سبب خوشحالى شما شد يا ناراحتى شما ؟ فرمود : نه خوشحال شدم ونه ناراحت عرض شد آيا بر كشتن عثمان رضايت داشتيد ؟ فرمود رضايت نداشتم . به عرض رسيد كه كشته شدن عثمان شما را خشمگين ساخت ؟ فرمود : غضبناك نشدم . تمام اين فرمايشات ، بيان كنندهء اين حقيقت است كه آن بزرگوار ، دخالتى در امر ونهى اين موضوع نداشته ، وكسى كه در موضوعي دخالت نداشته واز آن كناره‌گيرى كند ، بجاست كه بگويد : از آن خشمناك نشدم ، راضى نبودم ، ناراحت وخوشحال نگرديدم ، زيرا خشم ورضا ، بدحالى وخوشحالى ، حالتهاى نفساني هستند وبه اسبابى كه وابستگى نفساني دارند مربوط مىگردند ، هنگامى كه اين أسباب در موضوعي جداى از نفس باشند چگونه ، بر نفس عارض مىشوند ؟ . در بارهء پاسخ أمير مؤمنان ( ع ) به سؤالهاى فوق اشكال شده است ، كه اگر كشته شدن عثمان كار زشتى بوده لازمهء آن خشم وناراحتى آن بزرگوار است ، با اين كه طبق روايت حضرت در اين مورد خشمگين نشده‌اند . غضبناك نشدن ايشان ، به دو صورت زير مىتواند باشد : 1 - امام ( ع ) بر امر زشت ومنكر خشمگين نشده باشد واين تصور به اتفاق نظر باطل است . 2 - كشته شدن عثمان در نزد آن حضرت امر منكر وزشتى نبوده به همين جهت از قتل وى غضبناك نگرديده است . ولى فرض بر اين است كه كشته شدن عثمان به يقين منكر بوده ومورد رضايت امام نبوده است . جواب اين اشكال اين است كه كشته شدن عثمان سبب خشم وغضب آن حضرت گرديد ولى نه از آن جهت كه قتل عثمان بود ، بلكه از آن نظر كه كار زشت ومنكري صورت گرفته است مثلا به لحاظ كيفيت قتل وآب ندادن وجز