در اين فراز حضرت به اعتراض شخصي پاسخ مىدهد كه در حضور آن جناب اشكال كرد و ، كساني را كه از يارى عثمان خوددارى كردند عامل اصلى آشوب طلبي معرفى مىكرد : اگر آنها عثمان را يارى مىكردند با توجّه به اين كه بزرگان صحابه بودند ، ستمگران ونادانان ورجالّهها ، بر كشتن عثمان جرأت نمىيافتند . واگر هم كشتن عثمان را حق مىدانستند ، لازم بود كه اين حقيقت را به مردم مىگفتند ، تا در اين باره شبهاى براي خلق پيش نيايد .
امام ( ع ) به ذكاوت دريافت كه منظور اشكال كننده خود حضرت است ، ولى چون جاى جواب صريح نبود ، طىّ دو جمله به طور ضمن جواب داد .
در آغاز فرمود كه در بارهء كشتن عثمان نه امر كردهاند ونه نهى ، سپس استثناى دوّمى را در دو جمله مىآورد وبيان مىدارد : آنان كه عثمان را يارى نكردند . از كمك كنندگان عثمان با فضيلتتر بودند ، زيرا يارى دهندگان أو مروان حكم وأمثال أو بودند ولى واگذار كنندگان عثمان به نظر اشكال كننده علي ( ع ) ، طلحه وبزرگانى از صحابه بودند البتّه فضيلت علي ( ع ) وبزرگانى از صحابه ، بر مروان حكم ومانند أو روشن است ، عقل وعرف نيز بر اين فضيلت وبرترى گواهى مىدهد .
امّا اين عبارت حضرت كه واگذار كنندگان عثمان قدرت نداشتند يارى دهندگان أو را بر خود فضيلت دهند به صورت تواضع وفروتنى ادا شده است واين گفته امام ( ع ) موضوع اشكال اعتراض كننده نيست ، بلكه منظور از اين فرمايش گويا قضيّه جدلى باشد ، بدين معنى ، كه حضرت دخالت در قتل عثمان را به صورت فردى كنارهگير قبول كرده ، واشكال اعتراض كننده را بگونهاى ديگر رد كرده است .
وفرموده است بر فرض كه من جزو واگذار كنندگان عثمان باشم ، چنان كه پندار شما است ، اشكالى نيست ، زيرا واگذار كنندگان عثمان ، بر يارى كنندگان
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 124
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٢٤