تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
را كه جانمايه وزندگى آنان بود به أقوام خود بخشيده بود . جدا از آنچه شورشيان حق يا باطل ، به عثمان نسبت مىدادند حيف وميل أموال مسلمانان واقعيت بود . بعلاوة امام ( ع ) گمان قطعي داشت ، كه اگر به يارى عثمان برخيزد ، چون أو ، وبا أو كشته خواهد شد . براي هيچ انساني جايز نيست كه خود را در معرض هلاكت ونابودى قرار دهد ، بدين دليل كه مىخواهد از پاره‌اى منكرات جزئي جلوگيرى كند . اگر ثابت شود كه آن حضرت مردم را از كشتن عثمان نهى كرده است . بايد گفت اين نهى پيش از قتل عثمان ، در اوّلين مرحلهء شورش واجتماع آنها بوده ، وجملهء لو نهيت لكنت ناصرا در هنگام به نهايت رسيدن شورش وقتل عثمان بوده است كه نهى نكرده ، زيرا ، نه قدرت برچينى نهيي داشته ، ونه ، نهى بدين هنگام فايده‌اى داشته است . بعضي از شارحان گفته‌اند ، ظاهر سخن حضرت « ع » كه نه امر بكشتن عثمان ونه ، نهى از آن كرده ، دلالت دارد كه قتل عثمان در نزد آن بزرگوار ، از أمور مباح بوده است ، كه نه امر به مباح ونه نهى از آن مىشود . اين استدلال شارحان اشتباه است . زيرا نهايت چيزى كه از بركنارى آن حضرت ، از امر ونهى كردن ، در اين باره فهميده مىشود ، دخالت نكردن در اين موضوع وسكوت در آن باره است ، واين سبب نمىگردد كه حكم به مباح بودن قتل عثمان در نزد آن بزرگوار شود بلكه احتمال دارد كناره‌گيرى امام ( ع ) به يكى از وجوه ياد شده بوده باشد . خلاصهء سخن در اين مورد اين كه محقّقان اتّفاق نظر دارند ، كه سكوت در بارهء موضوعي ، دليل نوع سكوت ، سكوت كننده نيست هر چند با قرينه بتوان نوع سكوت را فهميد . از چيزهايى كه بر دورى جستن آن حضرت از امر ونهى در بارهء قتل عثمان