نكرده تا ياور عثمان به حساب آيد - كشتن ويارى كردن - استثنا شده ؛ پس ملزوم اين دو كه امر ونهى كردن باشد از ناحيهء آن بزرگوار مستثناست . يعنى امام ( ع ) كه به اتّفاق مسلمانان قاتل نبوده ، پس در بارهء اين موضوع هم امرى نكرده است [ يارى آشكار عثمان را جز نصايح ارشادي نداشته ، پس مردم را نهى نكرده است ] .
نهايت چيزى كه دشمن در اين مورد بگويد اين است كه : آن بزرگوار كنارهگيرى كرده واين به معنى اراده بر قتل عثمان بوده است .
چنين ادّعايى باطل وبيهوده است ، زيرا كنارهگيرى گاهى به دليل ديگرى است كه بعدا توضيح خواهيم داد . بر فرض كه كنارهگيرى ، ارادهء بر كشتن باشد ، ارادهء بر كشتن ، كشتن به حساب نمىآيد ، چه اين كه هر دشمنى كشته شدن خصم خود را دوست دارد ، ولى به صرف چنين ارادهاى به وى قاتل نمىگويند .
ظاهر سخن حضرت اين است ، كه يارى نكرده ، وهر گاه دو لازم كه كشتن ويارى كردن باشد از ناحيهء آن بزرگوار منتفى شد ، امر ونهيي كه ملزوم آن دو لازم باشد ، نيز منتفى است .
[ اين توضيح بنا بر اين احتمال بود كه ، نقيض دو لازم در عبارت امام ( ع ) استثنا شده باشد ، يعنى اگر قاتل نباشم ، كه نيستم امر هم نكردهام ، واگر يارى نكرده باشم كه نكردهام ، پس نهى كننده نيز نيستم ] احتمال ديگرى در بيان امام ( ع ) داده شده است ، وآن اين كه در عبارت
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 118
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١١٨