تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
امام در راه خدا جهاد مىكنيد ؟ آگاهى بخشيدن به مردم در بارهء اين موضوع است ، كه آن حضرت نسبت به ديگران برترى داشته ودر خلوص عملي در راه خدا كسى به پايهء وى نمىرسيده است وهمين دليل اثبات فرمانبردارى وأطاعت از فرامين آن حضرت مىباشد ، زيرا امام ( ع ) رغبت برخى از اطرافيان خود را نسبت به ثروتى كه پيش معاوية وجود داشت ، دريافته بود . به دنبال اين بيان ، حضرت به بدگويى كسى كه به گفتهء كوفيان مغرور گردد ، مىپردازد ووى را به غرور وبىخبرى نسبت مىدهد . واز بد حالي شخصي كه چنان مردمى حزب وجمعيّتش باشند وبه پيكار آنها دل خوش كرده باشد ، با دو عبارت زيباى زير خبر مىدهد : ( 7014 - 7010 )

أول : المغرور واللّه من غرّرتموه ؛

« به خدا سوگند فريب خورده آن است كه شما أو را بفريبيد » مقصود حضرت از اين عبارت بدگويى وسرزنش آنان بر خلف وعده‌ها وامروز وفردا كردن‌ها به منظور فرار از جنگ بود . بنا بر اين پس از آن همه پيمان‌شكنى در مورد پيكار با دشمنان اگر كسى به گفتهء آنان اعتماد كند ، به حقيقت فريب خورده است . اگر در عبارت حضرت ، كلمه « المغرور » مبتدأ وكلمه « من » خبر باشد ، در اثبات غرور وفريب خوردگى گوياتر از عكس آن است كه « المغرور » خبر و « من » مبتدأ باشد ؛ زيرا صورت اوّل انحصار در معنى را مىرساند ومعناى عبارت چنين مىشود : فريب خوردگى مخصوص كسى است كه فريب كوفيان را بخورد . اين معنى از اين كه « من » را مبتدأ قرار دهيم فهميده نمىشود . ( 7032 - 7015 )

دوم : ومن فاز بكم فقد فاز بالسّهم الأخيب ؛

« كسى كه سعادت را از ناحيهء شما بخواهد چنان است كه با تير بدون پيكان پيروز گردد ! وهر كس با تير تركش شما بجنگد با تير بدون چوبه ، تيراندازى كرده است » « 2 »
هامش
( 2 ) به دنباله تير ، چوب يا پر مرغى را نصب مىكردند تا بازه گمان تير را سريعتر وبيشتر پرتاب كنند .