تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
مقصود حضرت از بيان اين خطبه آن بود كه كوفيان را به أموري كه در ديانت زشت ونابجا است آگاه نمايد وبه آنها رعايت نيك سيرتى را در أحوال وگفتار ورفتارشان بياموزد . امّا در اين كه چگونه آنها در احوالشان رعايت جنبه‌هاى ديانت را نمىكردند : بدين سان كه در گردهمايى جسماني اجتماعشان شايان توجه ، امّا رأى وانديشه‌هايشان پراكنده بود . وهمين پراكندگى انديشه موجب خوارى وذلت آنها مىگرديد ، آنها را از دفاع از دين باز مىداشت واين امر مصالح اجتماعي آنها را بر هم مىزد . امّا به لحاظ گفتار : سخنان اغراق‌آميز وگزاف آنها چنان بود ، كه شنيدن آنها دلهايى را كه در سختى ونيرومندى همچون سنگهاى محكم وبىنفوذ وغير قابل تأثير بود از هم مىشكافت . وكسى كه اين سخنان را از آنان مىشنيد ، مىپنداشت كه تنها حرف نيست ، بلكه از پشتوانهء قوى ، ثبات ومقاومت نيز برخوردار است ، زيرا در اجتماعات كه با هم مىنشستند مىگفتند : دشمنان ما ، توان دستيابى بر ما را ندارند ، نسبت به آنها چنين وچنان خواهيم كرد . وجز اينها . حضرت دو لفظ « صمّ » و « الصلّاب » را كه از أوصاف سنگهاى سخت است ، براي دلهايى كه از شنيدن سخنان آنها ضعيف مىشد ، استعاره آورده است . يعنى دلهايى كه همانند سنگ خاراست از گفتار غلوآميز شما مردم كوفه سست وكم توان مىشود ، امّا در عمل هيچ اثرى ديده نمىشود . قرآن كريم نيز چنين تشبيهى را آورده وفرموده است :
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ
« 1 » . ( 6973 - 6963 ) امّا كوفيان در ادامهء كارهاى ناپسندشان چنين بودند كه پس از آن همه گفتار مبالغه‌آميز كه دلهاى سخت ومحكم را نرم مىكرد وبه ضعف مىكشيد ،
هامش
( 1 ) سوره بقره ( 2 ) آية ( 74 ) : دلهاشان مانند سنگ است ويا از سنگ هم سخت‌تر است .