امام ( ع ) در اين عبارت ، خود ودشمنان را به قماربازانى تشبيه كرده است كه در ميان عرب وجود داشتهاند . وياران خود را در بىكفايتى وعدم رعايت حق خويش ، به بيرون آمدن ، تير قمار مأيوس كنندهء بىسهم ، ويا به تيرهاى قمارى كه غرامتآور وتاوانزا هستند تشبيه كرده است . توضيح اين كه تير قمارى كه بر آن اسم شركت كننده نوشته شده بيرون نيايد ، تا سهام شترى كه مورد قمار است ، با بيرون آمدن ، تيرهاى برنده تمام شود . آن گاه غرامت وزيان براي صاحب تير باقي مانده ثابت مىشود « 3 » به ملاحظهء همين تشبيه است كه حضرت لفظ « تير » را با صفت مأيوس كننده ، براي اطرافيان خود ، استعاره آورده است ، وباز كلمهء « فوّز » را در اين جمله به طور مجاز ، در عدم آمادگى آنان به كار برده است .
بر يارى رسانى ، از باب ناميدن ضد را به نام ضد به كار برده است . مانند :
نامگذارى كيفر به پاداش وباز آن بزرگوار مشابهت وهمگونى روان جنگجو را با تيرهاى از پيش برندهء جنگ ، ملاحظه فرموده است . كه هم مردان رزمآور وهم تيرهاى برّان در آمادگى وكارسازى ودفع دشمن مؤثر هستند . [ وافراد بىتحرك همچون تيرهاى بىپيكان بدون حاصل وسود مىباشند ] .
گويا امام ( ع ) اطرافيان خود را در فراخوانى به جنگ ونرفتن آنها ، از جهت مشابهت شديد به أوصاف تيرهايى كه پيكان نداشته وموضع وتر آنها شكسته باشد ، مخصوص گردانيده است . وآن شباهت عدم تحرّك وجدا نشدنشان از محل زندگيشان به فرمان اوست . چنان كه تيرى كه وتر آن شكسته وپيكان نداشته باشد ، از جايگاه خود بيش از اندكى دور نمىشود .
اين فرمودهء امام به لحاظ لطافت تشبيه واستعاره در نهايت أوج گفتار وكلام بلند انساني است . معناى زيباى گفتار حضرت اين است : نتيجة وجودي
هامش
( 3 ) كيفيت قماربازى عربهاى جاهلي قبلا ذيل خطبه 22 در آغاز ج 2 توضيح داده شد .