كه با تبسّم و سكوت خود تمسك بآيات را نه تنها تصويب و امضاء كه تحسين فرموده است .
12 - و قوله ( ع ) فى روايت عبد الاعلى . . . « در مورد حكم كسى كه ( عثر فوقع ظفره ) سكندرى خورده ( لغزيده و به زمين افتاده ) ( به دو سگ خورده ) و سر انجام ناخن پايش افتاده و بر انگشت پايش كهنه و پارچه و مرارهاى را قرار داده است ، امام عليه السلام فرموده است كه حكم مسح و احكام ديگرى شبيه آن ، از كتاب اللّه شناخته مىشود و امام ( ع ) استفاده چنين حكمى را به ظاهر قرآن محوّل نموده و فهمانده است كه شخص مبتلا نياز به سؤال و پرسش ندارد و بايد با توجه و استفاده از ظاهر قرآن با چنين حكمى آشنا شود .
از آيه ( ما جعل عليكم فى الدين من حرج . . . ) استفاده مىشود كه مسح بر روى مراره و كهنهء روى زخم كافى خواهد بود .
و لا يخفى ان استفادة الحكم . . . ج ص 60 س 5 ق ص 37 س 2 .
بطور كلى بايد توجه داشت كه در كتاب عزيز ظهورات گوناگون و مختلفى موجود است به اين معنى كه ظهورات قرآن كريم از لحاظ آشكار و خفاء .
يكنواخت نبوده و بلكه آيه واحدى از يك جهت ظهور بسيار آشكار و هويداى دارد و از جهت ديگر ظهورى دارد كه بدون تأمل و دقّت و براى هركس حاصل نمىشود غرض از ذكر اين نكته اين است كه اختلافات ظهورات از لحاظ خفاء و عدم خفاء و احتياج بعضى از ظهورات به اعمال تأمل و دقت باعث آن نمىشود كه آيات محكمات قرآنى از ظهور داشتن ساقط گردد و مثلا آيه مورد بحث ( ما جعل عليكم فى الدين من حرج . . . ) در اينكه حكم حرجى در شريعت اسلام وجود ندارد ظهور آشكار و همهكسفهم دارد و اما استفاده حكم مورد بحث ( كفايت مسح بر روى پارچه و مرارهاى كه انگشت با آن پيچيده شده است ) را از آيه مذكور نياز بدقت و تأمل دارد و دقت و تأمل اين است : آنچه كه باعث حرج است خود مسح كردن روى انگشت نيست و بلكه مسح بر روى انگشت مع المباشرة باعث عسر و حرج مىشود بنابراين در نظر ابتدائى امر دائر است بين
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩٩