و گربه و موش و انسان را شامل مىشود و لكن لفظ مذكور در يكى از افراد خود كه « انسان » باشد انصراف دارد و اين انصراف مطلق در بعضى افراد يكى از اماراتى است كه اصل ظهور را مشخص و معيّن مىنمايد .
و بالجملة فالمطلوب فى هذا القسم . . . ج ص 54 س 17 ق ص 34 س 10
كوتاهسخن شك و ترديد گاهى مربوط به خود ظهور است كه آيا لفظ صعيد ظهور در تراب خالص دارد و يا ظهور در مطلق وجه الارض خواهد داشت ، و گاهى مربوط به مراد و مقصود و اراده متكلم است كه آيا از لفظ « اسد » ( مىدانيم كه ظهور در حيوان مفترس دارد ) حيوان مفترس را و يا رجل شجاع را اراده نموده است شك و ترديد در صورت اوّلى مسبّب و زائده وضع لغوى و يا وضع عرفى مىباشد مثلا نمىدانيم كه لفظ صعيد از نظر اهل لغت براى تراب خالص وضع شده است و يا براى مطلق وجه الارض : بدين لحاظ شك و ترديد در ظهور لفظ صعيد براى مخاطب حاصل مىگردد و يا مثلا نمىدانيم كه لفظ « صلاة » از نظر اهل عرف متشرعه براى اركان مخصوصه وضع شده است يا نه ؟ كه در عبارت ( صلّ عند رؤية الهلال ) شك و ترديد داريم كه صلاة ظهور در اركان مخصوصه دارد يا نه ؟ و امّا در صورت دوّمى شك و ترديد مسبّب و زائده اين است كه آيا متكلم در گفتن ( رأيت اسدا ) اعتماد و تكيه به قرينه يرمى داشته است كه مرادش رجل شجاع باشد و يا اعتماد به قرينه نداشته كه مرادش همان حيوان مفترس مىباشد .
فالقسمان من قبيل الصغرى و الكبرى لتشخيص المراد . . .
هر دو قسم شك و ترديد صغرى و كبرى را تشكيل مىدهند بدين گونه : كه با رفع شك و ترديد بتوسط امارات از قبيل قول لغوى در قسم اوّل ، صغرى محرز مىشود كه ( الصعيد ظاهر فى التّراب الخالص ) و با رفع شك و ترديد بتوسط اصول و امارات از قبيل اصل عدم قرينه در قسم دوّم ، كبرى محرز مىشود كه ( كل ظاهر حجّة ) بنابراين دو نوع بحث در پيشرو داريم :
1 - بحث صغروى كه خود ظهور مثلا بتوسط قول لغوى مشخص مىشود .
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٨٧