استصحاب زمانى بايد بجريان افتد كه اثر عملى برآن مترتب گردد اثرى كه بايد بر استصحاب مزبور مترتب شود حرمت عمل به اماره است و در اثبات حرمت عمل به اماره تنها خود شك در حجيّت اماره ، كافى مىباشد و نياز باحراز « عدم ورود تعبد به اماره » نيست تا با جارى كردن استصحاب عدم حجيّت و عدم ورود تعبد به اماره ، ثابت گردد كوتاهسخن حرمت تعبد به اماره ، دائر مدار شك در حجيّت اماره مىباشد نه آنكه دائر مدار عدم حجيّت اماره باشد تا جهت اثبات عدم حجيّت اماره نياز به اجراى استصحاب داشته باشيم .
بعبارة سوم : حرمت عمل به ظن با شك در حجيّت اماره ثابت مىشود و نياز به آن نيست كه عدم حجيّت ثابت شود .
بعبارة چهارم : اگر حرمت عمل به ظن با شك در حجيّت عمل به ظن ثابت گردد نياز باثبات عدم حجيّت عمل به ظن بتوسط اصل نداريم .
و هذا نظير قاعدة الاشتغال . . . . .
مكلف يقين دارد كه ذمهاش به وجوب نماز صبح مشغول شده است و با انجام نمازى كه نمىداند دو ركعت بوده يا سه ركعت شك حاصل نموده است كه فراغ ذمّه تحقق يافته است يا خير ؟ عدم فراغ حالت سابقه دارد جهت اثبات « وجوب حصول يقين بفراغ ذمّه » مىتوانيم به استصحاب عدم فراغ ذمه ، متوسل شويم و با جارى كردن ان ثابت نمائيم كه مكلف بايد دوباره دو ركعت نماز صبح بخواند و يقين بفراغ ذمه حاصل نمايد و لكن نياز بجريان استصحاب نداريم و بلكه تنها شك به فراغ ذمه كافى است كه وجوب تحصيل يقين بفراغ ذمّه ثابت گردد يعنى وجوب تحصيل يقين بفراغ ذمّه دائر مدار شك در فراغ ذمه است نه آنكه دائر مدار عدم فراغ ذمّه باشد تا جهت اثبات عدم فراغ ذمه باستصحاب عدم فراغ ذمه نيازمند باشيم .
فتأمل : شايد اشاره به اين باشد كه عنوان بحث وقوع و عدم وقوع تعبد است نه بيان حكم تعبد و در مورد وقوع و عدم وقوع ، اصل عدم حجيّت جارى مىباشد .
و منها انّ الاصل . . . . . . ج ص 50 س 22 ق ص 31 س 21 نظر بر اينكه اصل
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٧٠