( . . . ان يتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا يخرصون )
« آنها تنها از گمان پيروى مىكنند و از تخمين و حدس واهى »
مرحوم شيخ از بين آيات آيه 59 سوره يونس را جهت اثبات حرمت عمل به ظن انتخاب نموده است :
( قل اللّه اذن لكم ام على اللّه تفترون )
« بگو آيا خداوند به شما اجازه داده يا بر خدا افتراء مىبنديد »
دلّ على انّ ما ليس باذن من اللّه . . .
آيه در مورد مذمّت يهود وارد شده است : چگونگى دلالت آيه بر حرمت عمل به ظن از اين قرار است : در آيه مذكور « افتراء » و « اذن من اللّه »
در مقابل هم قرار گرفته است و در رابطه با مصداق هر دو واژه سه صورت تصور مىشود .
1 - علم و يقين دارد كه فلان حكم را خداوند فرموده و نسبت دادن آن را به خداوند جائز است و اين صورت مصداق « اذن من اللّه » مىباشد .
2 - يقين دارد كه خداوند فلان حكم را نگفته است نسبت دادن آن را به خداوند حرام است اين صورت مصداق « افتراء » مىباشد .
3 - علم و يقين ندارد كه فلان حكم را خداوند فرموده است و علم و يقين ندارد كه فلان حكم را خداوند نفرموده و بلكه ظن و گمان دارد كه خداوند فرموده باشد نسبت دادن آن حكم را به خداوند ، حرام است و اين صورت ايضا مصداق براى « افتراء » مىباشد . بنابراين با قرينه مقابله بين « افتراء » و « اذن من اللّه » ثابت مىشود كه عمل و تعبد به ظن حرام مىباشد .
و من السّنّة قوله صلّى اللّه
روايات و احاديث فراوان بر عدم جواز عمل به ظن از معصومين عليهم السلام رسيده است مانند
و ما لم تعلموا فردّوه الينا . . . .
و مرحوم شيخ حديث و روايت معروف دستهبندى قضاة را بر 4 گروه كه
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٣