خارجى پيش نمىآيد .
و الحاصل انّ المراد بالحكم الواقعى . . . . ج ص 47 س 18 ق ص 30 س 8 .
نتيجه و حاصل بحث اين شد كه مراد از حكم واقعى همان مدلول و مؤدّاى خطابات واقعى مىباشد و اين حكم واقعى بين عالم و جاهل مشترك است و مقيد به آن نيست كه مكلفين علم و يقين به آن داشته باشند و همچنين مقيد به آن نيست كه امارهاى بر خلاف آن قائم نگردد .
لها آثار عقليّه . . . مرجع « ها » همان حكم واقعى است و باعتبار مدلولات خطابات ، ضمير مؤنث آورده شده است . حكم واقعى آثار عقلى دارد مانند وجوب اطاعة و حرمت مخالفت از آنكه حكم عقلى مىباشد و آثار شرعى دارد مانند وجوب اعاده و قضاء آن در صورت مخالفت اماره با واقع ، و جواز نافله بعد از فريضه و حرمت انجام نافله در وقت فريضه و غير ذلك . البته آثار عقلى و شرعى زمانى بر حكم واقعى مترتب مىشود كه جناب مكلف يا علم و يقين به آن داشته باشد و يا با اماره معتبره ( ايكه شارع به عمل به آن دستور داده باشد ) آشنا شده باشد بنابراين آثار مذكور از آثار فعلى حكم واقعى نمىباشد كه بمجرّد وجود حكم واقعى ، مترتب بشود .
فتلخّص من جميع ما ذكرناه . . . ج ص 47 س 22
از ما ذكر معلوم گرديد كه اشكال ابن قبه مبنى بر اينكه تعبد بخبر واحد و بقيه امارات غير علمى قبيح است ، وارد نمىباشد ( على اطلاقه ) يعنى بطور مطلق اشكال وارد نمىباشد و انّما يقبح . . . آرى تعبد بخبر واحد و امارات غير علمى بنا بر بعضى از وجوه ، قبيح است در سابق مفصلا بيان گرديد كه تعبد بخبر واحد و امارات در فرض امكان تحصيل علم بر نحو طريقيّت محضه ، قبيح است .
ثم انّه ربّما ينسب الى بعض . . . ج ص 48 س 1 ق ص 30 س 13 .
به بعضى از علماء عامه مانند جناب عقال و ابن الشريح و ابى الحسين البصرى ، نسبت داده شده است كه آنها علىرغم ابن قبه قائل شدهاند كه تعبد بخبر واحد و امارات غير علمى بر خداوند واجب است يعنى بر خداوند لازم
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٩