تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
در حال سفر موضوع حكم وجوب ، صلاة قصر و شكسته مىباشد و بمحض اينكه شخص مسافر در وطن خود حضور يابد موضوع حكم وجوب متغير مىشود و به صلاة تمام تبديل خواهد گشت مثلا آقاى زيد در ساعت اوّل و دوم ظهر ، در خارج از 4 فرسخ در حال سفر بوده حكم واقعى او وجوب صلاة قصر است و در ساعت سوم به وطن رسيده كه حكم واقعى او وجوب صلاة تمام خواهد بود چه آنكه با حضور در وطن موضوع حكم كه قصر بوده به تمام تبديل مىشود سرانجام در ساعت اول و دوم ظهر ، حكم واقعى وجوب صلاة قصر بوده و در ساعت سوم ، حكم واقعى وجوب صلاة تمام مىباشد در ما نحن فيه ايضا در صورت موافقت اماره با واقع و عدم كشف خلاف ، حكم واقعى وجوب صلاة ظهر مىباشد و در صورت عدم موافقت و كشف خلاف ، حكم واقعى وجوب صلاة جمعه خواهد بود . اذا قلنا بكفاية السّفر . . . . . در مورد شخص مسافر دو قول وجود دارد يك قول اين است كه شخص مسافر در صورتى مىتواند در اول وقت نماز قصر را بعنوان واجب واقعى بخواند كه تا آخر وقت در حال سفر باقى باشد و اگر مىداند كه در ساعت سوم از ظهر وارد وطن مىشود در ساعت اول و دوم نمىتواند نماز قصر را بعنوان واجب واقعى انجام دهد . قول دوم اين است كه شخص مسافر اگر در ساعت اول و دوم ظهر در خارج از چهار فرسخ باشد همين حالت سفر در اوّل وقت باعث مىشود كه حكم واقعى او وجوب قصر باشد چه در ساعت سوم به وطن بازگردد و يا بازنگردد . مسئله شخص مسافر بنا بر قول دوم نظير براى مسئله مورد بحث مىباشد بنابراين ترجمه عبارت اين‌چنين خواهد بود : ( لصحّة القصر . . . ) متعلق به ( كفاية السفر ) است يعنى زمانى كه قائل شويم بر اينكه در صحة صلاة قصر و اينكه صلاة قصر بعنوان واجب واقعى براى مسافر مطرح است ، مسافر بودن در اوّل وقت ، كافى مىباشد . بنابراين قول ( قول دوّم ) حكم واقعى شخص مسافر در