مباح باشد .
( اذ قد لا تتضمن الامارة الزاما على المكلف . . . . )
يعنى ممكن است اماره حكم وجوبى را اعلام نكند و بلكه حكم مستحبى و يا عمل مباحى را اعلام نمايد كوتاهسخن مكلف وظيفه دارد طبق اماره عمل نمايد مؤدّاى اماره گاهى حكم الزامى و وجوبى و گاهى مستحبى و گاهى عمل مباح است . بنابراين مصلحت در خود رفتار و سلوك برطبق اماره خوابيده است و با اين مصلحت مصلحت فوتشده تدارك مىشود و الّا اشكال ابن قبه وارد خواهد بود .
( فاذا تضمّنت استحباب شىء . . . )
اگر اماره استحباب شيئى را اعلام نمود مثلا خبر واحد بر استحباب قنوت قائم گرديد و يا بر وجوب شيئى بعنوان تخيير اقامه گرديد مكلف بايد طبق اماره عمل نمايد و قصد استحباب مؤداى اماره را داشته باشد مثلا خبر واحد دلالت نمود كه يا اطعام ستّين مسكين واجب است و يا صوم شهرين . مكلّف بايد طبق اماره بنحو تخيير عمل نمايد و اگر بر اباحه شىء دلالت نمود مثلا خبر واحد اباحه شرب تتن را اعلام كرد مكلف بايد طبق آن عمل كند .
وجب اذا اراد الفعل ان يوقعه . . . .
بر مكلّف واجب است كه طبق اماره عمل نمايد منتهى مؤداى آن را بر وجه استحباب و يا اباحه انجام دهد .
( بمعنى حرمت قصد غيرهما . . . . )
بر مكلّف واجب است كه طبق اماره عمل نمايد منتهى عمل به مورد اماره اگر مستحب بود به قصد استحباب و اگر مباح بود به قصد اباحه و قصد چيزى ديگر حرام است به سخن ديگر ( كما قطع بهما ) اگر جناب مكلّف يقين به استحباب غسل جمعه دارد بايد با قصد استحباب انجام دهد نه با قصد ديگر و اگر به اباحه تدخين سيگار يقين دارد بايد سيگار كشيدن را به قصد اباحه انجام بدهد نه به قصد وجوب و يا حرمت و غير ذلك .
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤١