( و امّا توجيه الرّواية . . . ج ص 135 س 15 ق ص 83 س 20 )
تاكنون مرحوم شيخ با بررسىهاى مذكور ثابت نمود كه از آيه « اذن » حجيّت خبر واحد ، استفاده نمىشود چه آنكه معناى حجيّت خبر واحد اين است كه خبر واحد مورد تصديق و قبول واقع شود و آثار واقعى برآن بعنوان واقع ، مترتب شود و امّا در آيه اذن تصديق ، به معناى اظهار قبول است نه به معناى قبول واقعى و ترتيب همه آثار .
و امّا فرمايش امام صادق ( ع ) در روايت متقدمه كه به پسرش اسماعيل فرمود : ( اذا شهد عندك المسلمون فصدّقهم . . . ) گرچه ظهور در اين دارد كه قول مسلمين را بايد تصديق نمود و همه آثار واقع را برآن مترتب ساخت . و لكن به اين گونه از آن پاسخ مىدهيم : وقتى كه به چيزى خبر داده مىشود ( مثلا آقاى خالد از عدالت زيد گزارش داده است ) تصديق اين خبر داراى دو معنا مىباشد .
( احدهما ما يقتضيه . . . ) يكى از معانى تصديق خبر اين است كه « خبر دادن » ، فعلى از افعال مسلم به حساب مىآيد و ادلّه حمل فعل مسلم را بر صحّت ، اقتضا دارد كه فعل مسلم بر صحّت حمل شود و « خبر دادن » كه يكى از افعال است صحيح آن همان مباح است و فاسد آن همان نقيض مباح ( مثل كذب و غيبت و غير ذلك ) خواهد بود بنابراين خبر و گزارش دادن مسلم را بايد بر صادق بودن خبر و گزارش يعنى مباح بودن آنكه غير از كذب و بهتان و دروغ باشد حمل نمائيم .
( و الثّانى هو حمل اخباره . . . ) معناى ديگر تصديق خبر اين است : نظر بر اينكه خبر ، لفظى است و دلالت بر معناى دارد و در مورد آن احتمال مطابقت با واقع و عدم مطابقت موجود است لذا حمل خبر را بر مطابق بودن با واقع و ترتيب آثار آن واقع ، به معناى تصديق آن خبر خواهد بود به سخن ديگر معناى اوّل تصديق خبر ، حمل آن خبر است بر صدق و راست بودن نه دروغ و بهتان و اين
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٧٦