اسلام ( ص ) از خبر مؤمنين علم و يقين حاصل مىنموده و مؤمنين را تصديق مىفرموده است و مراد از « اذن » اين نيست كه پيامبر ( ص ) هرچه را از مؤمنين مىشنويد بدون حصول اعتقاد و يقين بصدق ، آنها را تصديق مىفرموده و انگيزه ممدوح بودن پيامبر ( ص ) همان حسن ظن آن حضرت بود كه بخاطر حسن ظن بىدرنگ گفتار مؤمنين را تصديق مىفرمود و در مورد آنها احتمال كذب نمىداد بنابراين آيه مباركه از اعتقاد و يقين سخن مىگويد نه از ظن و تعبّد بخبر واحد مفيد ظن .
( و ثانيا انّ المراد من التصديق فى الآية . . . ) ايراد دوّم اين است كه منظور از تصديق در آيه مباركه اين نيست كه « مخبر به » را امر واقعى قرار بدهد و تمام آثار آن را مترتب سازد و بلكه مراد اين است كه پيامبر اسلام ( ص ) خبر مؤمنين را ظاهرا بپذيرد و بعضى از آثار مخبر به را مترتب نمايد . چه آنكه اگر منظور از تصديق ترتيب دادن همه آثار واقع باشد « اذن » بودن آن حضرت براى مردم خير و خوبى نبوده و بلكه شرّ و بدى خواهد بود مثلا اگر ماجرا از اين قرار باشد كه مؤمنى از ارتكاب زناء و شرب خمر و يا از قذف ( نسبت دادن بزناء ) و ارتداد بعضى از مؤمنين خبر بدهد و پيامبر ( ص ) بلافاصله گزارش و خبر را تصديق نمايد و حدّ زنا و شرب خمر و حد قذف و غير ذلك را جارى نمايد و گرّ و گرّ اعدام و شلاق زدن را به راه بيندازد ، بدون شك اذن بودن پيغمبر ( ص ) نه تنها خير و خوبى نبوده كه شرّ محض براى مردم خواهد بود مخصوصا اگر خبرها و گزارشات خلاف واقع باشند .
( نعم يكون خيرا للمخبر ) آرى در عين حالى كه اذن بودن كذائى ، براى مردم شرّ محض است ولى براى مخبرين خير مىباشد و لو آنكه مخبرين از فاسقين و اذيّتگران پيغمبر ( ص ) باشند چه آنكه پيغمبر گفتههاى مخبرين را تصديق مىنمايد و طبق آن عمل مىكند .
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٧٢