تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
و بمقتضى آيه ، خبر و روايت او واجب القبول است و با اجماع مركب ثابت مىشود كه راوى غير اهل علم ، ايضا روايت و خبرش واجب العمل خواهد بود . اجماع مركب اين است كه هيچ‌كسى بين راوى اهل علم و بين راوى غير اهل علم ، فرق قائل نشده است اگر قرار باشد قول راوى حجّت باشد قول همه حجّت است و اگر حجّت نباشد قول همه حجت نيست . ( حاصل وجه الاندفاع . . . ) ما حصل وجه دفع از اشكال مزبور اين است كه ظاهر سؤال كردن شخص عامى از اهل علم ، اين است كه چون شخص مسئول ، اهل علم است لذا مورد سؤال و پرسش واقع مىشود مثلا يك شخص عامى از ابن عباس ، بخاطر آنكه ابن عباس ، عالم به احكام و فرامين شرعى مىباشد ، مسائل شرعى را سؤال مىنمايد و امّا سؤال كردن يك مجتهدى از اهل علم در رابطه با الفاظ و عباراتى كه از امام ( ع ) شنيده است سؤال از اهل علم محسوب نخواهد شد به سخن ديگر سؤال كردن از راوى به دو گونه قابل تصور است : 1 - مثلا آقاى مشهدى حسن روستانشين كلانمدى و بىسواد ، از ابن عباس حكمى از احكام شرعى و فقهى را ، سؤال مىنمايد و اگر از مشهدى حسن بپرسيم كه چرا از ابن عباس ، سؤال مىكند در جواب مىگويد ابن عباس اهل علم است و به احكام و مسائل شرعى آشنائى دارد لذا از او سؤال مىنمايم . ) 2 - مثلا شخص مجتهدى از ابن عباس سؤال مىكند كه آيا از امام ( ع ) شنيده است كه فلان لفظ را به زبان مبارك جارى كرده باشد يا نه ؟ آيه سؤال فقط صورت اولى را شامل مىشود . ( الا ترى انّه لو قال سل الفقهاء اذا لم تعلم او الاطباء . . . ) اگر كسى بگويد در صورت جهل ، از فقهاء و يا اطباء سؤال كن ، متبادر از اين دستور اين است كه از فقهاء بايد از مسائل فقهى سؤال نمايد و از اطباء از مسائل طب سؤال نمايد نه آنكه از فقيهى سؤال نمايد كه فلان شىء شيرين است يا تلخ ( شخصى از باب