پاسخ ائمه ( ع ) و قبول قول ائمه ( ع ) و حجيّت قول ائمه ( ع ) اصلا به اعتبار و عدم اعتبار قول راوى ( خبر واحد ) ربطى ندارد .
( و ردّ بعض مشايخنا هذه الاخبار . . . ) مرحوم شيخ مىفرمايد بعضى از بزرگان ، اخبار مذكور را بخاطر ضعف سند رد نمودهاند ( بناء على اشتراك بعض الروات فى بعضها و ضعف بعضها فى الباقى . . . ) ضمير « بعضها » اول به « اخبار » رجوع مىشود و ضمير « بعضها » دوم به « روات » مراجعه مىشود . يعنى در بعضى از آن اخبار بعضى از راويها بين كسى كه خبرش معتبر است و بين كسى كه خبرش معتبر نيست ، مشترك مىباشد مثلا در سلسله سند بعضى از آن اخبار ، نام شريح ذكر شده است و نمىدانيم كه اين شريح همان شريح بن الحارث است كه روايتش اعتبارى ندارد و يا شريح ابن الخالد است كه خبرش داراى اعتبار است بنابراين بعضى از آن اخبار ، با اين اشكال مواجه است ( و ضعف بعضها فى الباقى ) و بقيه آن اخبار ، با ضعف راوى مبتلا مىباشد بالاخره اخبار مذكور ، قابل اعتماد نمىباشد .
( و فيه نظر . . . ) در ردّ مذكور نظر و اشكال وجود دارد اشكال اين است كه دو تا از اخبار مذكور صحيحه مىباشد و آن دو ، روايت محمد بن مسلم و روايت وشاء مىباشد . و همچنين روايت ابى بكر حضرمى يا روايت حسنه است و يا موثقه مىباشد آرى سهتا روايت ديگر از آن اخبار داراى ضعف مىباشند و لكن همين دو روايت صحيحه به اضافه يك روايت حسنه و يا موثقه ، در اثبات مطلب ( كه مقصود از اهل ذكر ، ائمه عليهم السلام ) مىباشد ، كافى خواهد بود .
ايراد دوم :
( و ثانيا انّ الظاهر . . . )
اين است : از ظاهر وجوب سؤال ( چون نمىداند ، بايد سؤال كند ) اين استفاده مىشود كه در سايه پرسوجو ، علم و يقين حاصل نمايد نه آنكه سؤال و
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٦٧