حجّت و معتبر باشد و حجيّت آن زمانى ثابت است كه حجيّت خبر واحد باثبات رسيده باشد و ما هنوز در خم كوچهاى هستيم كه مىخواهيم حجيّت خبر واحد را ثابت نمائيم و هرگز حجيّت خبر واحد با خود خبر واحد ثابت نمىگردد . ( مع امكان منع دلالتها . . . ) علاوه بر ما ذكر ، ممكن است بگوئيم كه روايت فضل بر حجيّت خبر واحد دلالت ندارد چه آنكه غالبا از هر صقع و ناحيه عدّه زيادى ، به مسافرت حج مىرفتند و از گفتار و نقل آنها براى اهل ناحيه علم و يقين حاصل مىگرديد بنابراين از روايت فضل استفاده نمىشود كه قول نافرين و لو مفيد علم نباشد ، معتبر و حجّت مىباشد ( فاطلاق الرواية . . . ) گرچه روايت فضل مقيد به صورت حصول علم و يقين نشده است و مطلق مىباشد و لكن اطلاق آن بر صورت غالب ( غالبا از گفتار نافرين علم حاصل مىشود ) حمل مىشود .
( و من جملة الآيات الّتى استدلّ بها جماعة . . . ج ص 131 س 20 ق ص 81 س 14 )
يكى از آيات مورد استدلال آيه 159 از سوره بقره است :
( إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ )
« كسانى كه دلائل روشن و وسيله هدايتى را كه نازل كردهايم بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان ساختيم كتمان مىكنند ، خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعنتكنندگان نيز آنها را لعن مىنمايند .
تقريب استدلال به آيه مذكور نظير تقرب استدلالى است كه در وجه دوم آيه نفر ، بيان گرديد عصاره استدلال اين است كه بين حرمت كتمان و وجوب قبول قول مظهر و اظهاركننده ، ملازمه برقرار است از لازمه حرمت كتمان ، وجوب اظهار كردن ما انزل اللّه مىباشد ، و از لازمه وجوب اظهار ، وجوب قبول قول مظهر مىباشد و اگر قبول قول مظهر واجب نباشد وجوب اظهار و حرمت كتمان لغو خواهد بود و از اينجاست كه قول و گفتار مرئه را ( راجع بما فى بطنها