معناى اين حديث اين نيست كه تو گمان بردهاى و يا ديگران فهميدهاند ، بلكه رسول اكرم ( ص ) فقط نظر به قول خداوند عزّ و جل را كه فرموده : « چرا از هر گروه از مؤمنين دستهاى سفر نكنند تا دربارهء دين و دانش آموزند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها را انذار نمايد تا بترسند و خوددارى نمايند » دارد پس خداوند دستور داده است كه به سوى رسول خدا هجرت كنند در نتيجه احكام را فراگيرند پس بسوى قوم خود برگردند ، و آنها را تعليم نمايند در نتيجه حضرت اختلاف آنها را از شهرها اراده نموده است نه اختلاف در دين . همانا دين واحد است . ( الحديث منقول بالمعنى . . . ) مرحوم شيخ مىفرمايد حديث مذكور نقل بمعنى شده است و عين الفاظ آن را از حفظ ندارم .
( و جميع هذا هو السرّ فى استدلال . . . ج ص 129 ، س 9 ، ق ص 79 ، س 24 )
استشهاد امام ( ع ) در روايات مذكور ، انگيزه و دليل آنست كه علماء به آيه مباركه نفر ، جهة اثبات وجوب تحصيل علم و اينكه فراگرفتن معارف اسلامى و تحصيل علم و دانش از واجبات كفائى مىباشد ، استدلال نمودهاند ( هذا غاية ما قيل . . . ) تحصيل و بررسى گذشته نهائىترين چيزى است كه در رابطه با استدلال به آيه نفر جهت اثبات حجيّت خبر واحد مىتوان ارائه نمود .
( لكن الانصاف عدم جواز استدلال بها من وجوه . . . ج ص 129 ، س 12 ، ق ص 79 ، س آخر )
مرحوم شيخ پس از آباد نمودن ساختمان استدلال به آيه نفر را با سه مشت محكمى آن را در هم كوبيده و تخريب مىنمايد و از راههاى مختلفى استدلال مذكور را متزلزل مىسازد .
الاوّل : وجه اول اين است كه سبق و راندن آيه اقتضاى آن را دارد كه حذر مطلوبيّت فى الجملة دارد يعنى وجوب حذر در آيه گرچه بطور مطلق ذكر شده است و لكن آيه در مقام بيان نيست تا اطلاق سياقى داشته باشد و وجوب حذر
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٥٣