دورى از امام براى او عذر نيست ، فرمود : براى او عذر نيست همانا چون امام بميرد برهان وصيتش بر كسانى كه در بلاد او هستند و بر كسانى كه در بلاد امام نيستند چون خبر وفات او را شنيدند لازمست كوچ كنند همانا خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : « چرا از هر گروه دستهاى كوچ نكنند كافى مترجم ج 1 ص 212 » .
روايت پنجم : ( صحيحه محمد بن مسلم عن ابى عبد اللّه عليه السلام و فيها :
« قلت : أ فيسع النّاس اذا مات العالم ان لا يعرفوا الّذى بعده ؟ فقال : اما اهل هذه البلدة فلا - يعنى اهل المدينه - و امّا غيرها من البلدان فبقدر مسيرهم ، ان اللّه عزّ و جل يقول :
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ
) كافى ج 1 ص 380 « محمد بن مسلم گويد : به امام عرض كردم اصلحك اللّه ( تا مىرسد به اينجا ) آيا براى مردم روا است كه چون امام بميرد ، امام بعد را نشناسد ؟ فرمود امّا براى اهل اين شهر يعنى مدينه روا نيست و نسبت به شهرهاى ديگر معذوريّت آنها به اندازهء رسيدنشان تا مدينه است همانا خدا مىفرمايد : « همهء مؤمنين نتوانند كوچ كنند پس چرا از هر گروه دستهاى كوچ نكنند . كافى مترجم ج 1 ص 215 » .
روايت ششم : ( صحيحه بزنطى المروية ) كه در كتاب قرب از امام رضا عليه السلام نقل شده است .
روايت هفتم : ( وسائل الشيعة ج 18 ص 102 ) ( رواية عبد المؤمن الانصارى الواردة فى جواب من سأل عن قوله صلى اللّه عليه و آله : ( اختلاف امتى رحمه قال :
اذا كان اختلافهم رحمة فاتفاقهم عذاب ليس هذا يراد انما يراد الاختلاف فى طلب العلم على ما قال اللّه عزّ و جلّ
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ )
ترجمه حديث با توجه به متن اصلى روايت چنين است : عبد مؤمن انصارى مىگويد به ابى عبد اللّه عرض كردم : قولى از پيامبر ( ص ) روايت نمودهاند كه حضرت فرمود :
« اختلاف امت من رحمت است » حضرت فرمود : درست نقل كردهاند ، پس گفتم اگر اختلاف امت رحمت است پس اجتماع آنها عذاب است ؟ حضرت فرمود :