صدر آيه
( ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ )
« نبايد همه مؤمنين كوچ كنند چرا از هر فرقه طائفهء كوچ نمىكنند » دلالت برآن ندارد كه منظور از نفر ، نفر الى الجهاد باشد چه آنكه همانطورىكه احتمال داده مىشود مراد از نفر ، نفر الى الجهاد باشد ، احتمال داده مىشود كه مراد از نفر ، نفر الى التفقه و تحصيل معارف اسلامى در مدينه و يا مراكز ديگر علمى و فرهنگ اسلامى باشد و همچنين واقع شدن آيه نفر در بين آيات جهاد ، دليل برآن نيست كه منظور از نفر ، نفر الى الجهاد باشد . جواب دوّم :
( و ثانيا لو سلّم . . . ج ص 127 ، س 22 ، ق ص 79 ، س 3 )
حاصل جواب دوم اين است : برفرض كه بپذيريم منظور از نفر نفر الى الجهاد مىباشد و لكن در خود آيه قرينهء موجود است كه منظور از نفر هم نفر الى الجهاد است و هم نفر الى التفقّه مىباشد و آن قرينه اين است كه اگر مراد تنها نفر الى الجهاد بود ، تعبير ( و لو لا نفر بعض المؤمنون . . . ) كافى بود و نيازى نبود كه « فرقه » را به طائفه مقيد نمايد و بفرمايد :
( فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ . . . )
از تعبير مذكور و از تقيد فرقه را به « طائفه » معلوم مىگردد كه هم نفر الى الجهاد و هم نفر الى التفقه ، مورد نظر است بنابراين ساختمان استدلال منهدم نمىشود و بلكه بقوّت خود باقى است و تفقه و تحصيل معارف اسلامى غاية براى وجوب نفر است و . . . ) بنابراين جواب دوّم ضمير يتفقهوا و لينذروا به نافرين راجع مىگردد .
( فيمكن ان يكون التفقه . . . )
( دقت فرمائيد ) : بنا بر تحليل مذكور امكان دارد كه جهاد غاية براى اصل وجوب نفر باشد و تفقه غاية باشد براى وجوب نفر بر طائفه از هر قوم ، به سخن ديگر گروه نافرين دوتا حيثيّت و عنوان دارد : ( 1 ) حيثيّت و عنوان اينكه گروه نافرين بعضى از مسلمين مىباشد كه نفر الى الجهاد ، بخاطر انجام واجب كفائى واجب است . ( 2 ) حيثيّت و عنوان اينكه گروه نافرين طائفه از هر فرقه است كه